در گفتگوی محسن ایزدخواه با ماهنامه پیشه و تجارت مطرح شد: تحقق برنامه های رییس جمهور در حوزه رفاه، کار و تامین اجتماعی در گرو انتخاب وزیر شایسته و کارآمد؛

2017/08/09

در میان موافقان و منتقدان علی ربیعی آن‌هایی که دوره وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی او را دوران قابل قبول می‌دانند و آن‌هایی که به این دوران نقد وارد می کنند آنچنان با یکدیگر در رقابت‌اند که از این حیث می‌توان جدال آن‌ها را جدالی جالب دانست. در طول چهار سال وزارت علی ربیعی در این وزارتخانه عملا اتفاقاتی صورت گرفت که خیلی‌ها می‌گویند هیچ کس جز ربیعی نمی‌توانست آن‌ها را اجرایی کند و نقدهایی وارد شد که خیلی‌ها می‌گویند اگر علی ربیعی نبود این مشکلات به وجود نمی‌آمد.

در این بین اما هر دو گروه استدلال‌های خود را دارند و هر دو تلاش می‌کنند که حرفشان را به کرسی بنشانند. محسن ایزدخواه که از کارشناسان حوزه رفاه و تامین اجتماعی است از آن دست افرادی است که نقدهای جدی به دوران مدیریت علی ربیعی دارد. در این گفت‌وگو هم ایزدخواه نقدهایش را مفصل بیان کرده است. 
برای شروع بحث می‌خواهم تحلیل‌تان از آنچه در طول چهار سال گذشته در وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی را بدانم. چهار سالی که علی ربیعی تصدی این وزارتخانه را بر عهده داشت. 
همانطور که می دانید در نیمه دوم فعالیت دولت آقای احمدی نژاد سه وزارتخانه کار و امور اجتماعی تعاون و رفاه و تامین اجتماعی که عملا لایتچسبک بودند با یکدیگر ادغام شدند. در آن زمان با توجه به شعارهای عدالت خواهانه دولت تصور بر این بود که این وزارتخانه ادغام شده در پیشانی قوه مجریه قرار خواهد گرفت چرا که اهداف برنامه‌ها و شعارهای این قوه عملا در راستای وظایف وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی خلاصه می‌شد. 
اتفاقی که عملا به سرانجام نرسید... 
بله. در عمل آنچه اتفاق افتاد این بود که این وزارتخانه جدیدالتاسیس به یک وزارتخانه حاشیه‌ای تبدیل شد که وزیرش توسط همراهان و همفکران رئیس جمهوری وقت در مجلس شورای اسلامی استیضاح شد. از سوی دیگر آنچه در این وزارتخانه صورت گرفت متفاوت از آن چیزی بود که تصور می‌شد کما این که در همین مدت سازمان تامین اجتماعی به عنوان یکی از مهمترین زیر مجموعه‌‌های وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی بارها و بارها دچار تغییر و تحول در سطح هیات مدیره و مدیرعامل شد. یا مثلا شرکت شستا به عنوان بزرگترین هلدینگ این وزارتخانه هم بارها با مشکل و دگرگونی مواجه شد. 
و در چنین شرایطی دولت آقای روحانی روی کارآمد. تحلیلتان از این دوره چیست؟
واقعیت این است که با روی کارآمدن آقای روحانی انتظار می‌رفت که با توجه به اهمیت و جایگاه این وزارتخانه و توجه شخص رئیس جمهوری به مقوله اقتصاد و اهمیت جایگاه فعالیت‌های مردم در قالب خصوصی‌سازی و نهادهای مردمی این وزارتخانه بتواند عهده‌دار مسئولیت‌های بزرگ باشد. در چنین شرایطی به نظر من در کنار بعضی توفیقات که در حوزه‌های حمایتی و بهزیستی در این چهار سال صورت گرفت متاسفانه در سایر حوزه‌ها توفیقات لازم به دست نیامد. 
منظورتان کدام حوزه‌هاست؟ 
اگر به حوزه روابط کار توجه کنیم می‌بینیم که در شرایطی که آقای رئیس جمهوری همواره تاکید داشتند که مردم باید عهده‌دار مسئولیت‌های اجتماعی خود باشند عمل ویژه‌ای برای تغییر در ساختار قانون کار جمهوری اسلامی که بر خلاف استانداردهای سازمان بین‌المللی کار و سایر برنامه‌های مربوط نوشته شده است صورت نگرفت. به عبارت دیگر در شرایطی که انتظار می‌رفت وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی در این چهار سال بتواند فصل هفتم قانون کار که مربوط به شکل‌گیری تشکل‌های صنفی است را اصلاح کند می‌بینیم که عقب ماندگی تاریخی در این حوزه کماکان وجود داشته و هیچ گونه اقدامی که نشان دهنده حرکت در راستای خواسته آقای رئیس جمهوری باشد صورت نگرفته است. 
خب دلیل این نقص را در چه می‌دانید؟
به نظرم می‌توان ارزیابی‌های متفاوتی از این موضوع داشت. بر همین اساس یکی از علل این کاستی را می‌توان در عضویت وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی در شورای مرکزی یک حزب دانست که از سال‌ها پیش از شکل‌گیری قانون کار جدید خدش را پیشران و نماینده جامعه کارگری تلقی می‌کرد و عملا به دلیل همین وابستگی تمایلی برای اصلاح قانون کار در راستای شکل گیری تشکل‌های صنفی در راستای معاهده‌‌های بین‌المللی در او وجود نداشته است. بدون شک به همین دلیل هم هست که امروز شاهد قدرت پایین چانه‌زنی تشکل‌های کارگری در مقابل دولت و کارفرما هستیم. علاوه بر این به همین دلیل هم هست که در شرایطی که می‌شد در شرایط حاضر چیزی در حدود 24 هزار تشکیل صنفی داشته باشیم. شاهد حضور کمتر از 7 هزار تشکل صنفی‌ باشی که همین‌ها هم به دلیل نداشتن مقبولیت مشروعیت و فراگیری لازم امکان دفاع از حقوق صنفی خود را ندارند و همین مسئله منجر به ایجاد نگاه‌های امنیتی و سیاسی روی فعالیت‌های صنفی کارگری شده است. نگاهی که در نتیجه آن شاهد محاکمه نمایندگان کارگری و حتی رای به محکومیت آن‌ها بوده‌ایم. 
از این روابط که بگذریم وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی مسئولیت مهمی در حوزه تامین اجتماعی دارد. چیزی که به نظر می‌رسد در طول سال‌های گذشته اقدامات متعددی هم در آن صورت گرفته. شما به این حوزه هم نقد دارید؟ 
ببینید! بر اساس قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی مصوب سال 1383 وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی مکلف بوده که مجموعه اساسنامه صندوق‌های تامین اجتماعی را به نحوی اصلاح کند که این صندوق‌ها تحت پوشش وزارتخانه جدید قرار بگیرند. اما آنچه امروز اتفاق افتاده حکایت از این داردکه از مجموعه24 صندوق موجود در کشور که مسئولیت‌های بلند مدت مانند بازنشستگی دارند 20 صندوق مربوط به یک صنف یا فعالیت و طبقه خاص هستند و 4 صندوق برای عموم مردم. 
منظورتان کدام صندوق‌هاست؟ 
تامین اجتماعی، بازنشستگی کشوری، بازنشستگی نیروهای مسلح و بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر. 
و نقد شما در این حوزه چیست؟
وقی این صندوق‌ها را از نظر منابع و مصارف مورد توجه قرار می‌دهیم می‌بینم که آن 20 صندوق اختصاصی به لحاظ نسبت پشتیبانی (نسبی که نشان می‌دهد چه تعدادی از افراد حق بیمه پرداخت می‌کنند و در قبال آن چه تعداد از این افراد از مزایای بازنشستگی استفاده می‌کنند) در میزان یک و نیم قرار دارند که معنای آن ورشکستگی آنهاست. 
اما هنوز کار می‌کنند... 
دلیلش این است که آن‌ها از بعضی از رانت‌ها و حمایت‌های دستگاه‌های مربوطه استفاده می کنند. بگذارید برایتان صندوق بازنشستگی فولاد را مثال بزنم. در شرایطی که این صندوق‌ تحت پوشش وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی قرار داشت، می‌بینیم که به دلیل عدم تدبیر لازم و عدم اصلاح سیاست‌گذاری‌های صندوق، شرایط آن به معضلی برای دولت و نظام تبدیل شد؛ به طوری که بارها و بارها بازنشستگان این صندوق تجمع و اعتراض کردند و این وزارتخانه نتوانست یک راهکار اساسی و بنیادین برای این مسئله پیدا کند. اگر به سازمان تامین اجتماعی و صندوق بازنشستگی کشوری هم نگاه کنیم می‌بینیم که صندوق بازنشستگی کشوری هم ضریب پشتیبانی کمتر از یک دارد و این به معنای آن است که بدون کمک دولت قادر به ادامه حیات نیست. 
سازمان تامین اجتماعی چطور؟
در سازمان تامین اجتماعی این نسبت بدون کمک دولت کمتر از 5 است و با کمک دولت 8/5 است و بنابراین می‌بینیم که این سازمان هم در سال‌های مسئولیت آقای ربیعی برای ادامه حیات خود شروع به فروش اموال و دارایی ها ناب خود کرد و علاوه بر آن، بارها و بارها از بانک‌ها وام دریافت کرده است تا بتواند به تعهدات خودش عمل کند. بد نیست بدانید در آخرین بودجه‌ای که در دولت آقای روحانی برای سازمان تامین اجتماعی به تصویب رسیده این سازمان نزدیک به 25 درصد کسری منابع دارد. از سوی دیگر به اعتقاد من یکی دیگر از ناکارآمدی‌های این دولت با توجه به این که وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی رئیس شورای عالی خدمات درمانی است، طرح تحول سلامت است . درست است که این طرح توانسته یک رضایت‌مندی نسبی در بخش بستری ایجاد کند و هزینه‌های درمان را در بخش بستری به نفع مردم به شدت کاهش دهد اما به دلیل فقدان کارشناسی دقیق و سهل انگارانه برخورد کردن دبیرخانه این شورا که زیر نظر وزارت کار است. شرایط به  گونه‌ای پیش رفته که سازمان تامین اجتماعی و سازمان بیمه سلامت، زیر بار هزینه‌های سنگین طرح، کمرخم کنند و برای تامین هزینه‌های خود وام‌های سنگین بگیرند. بنابراین اگر بخواهیم در حوزه نظام جامع سلامت اجتماعی و نظام بیمه‌ای هم نگاه کنیم می‌بینیم که در واقع وضعیت اداره صندوق‌ به لحاظ منابع و مصارف سیر قهقرایی طی کرده است. 
شاید بخشی از مشکلات به دلیل مشکلات اقتصادی کشور باشد. شما این را قبول ندارید؟ 
مشکل اینجاست که یکی دیگر از نقدهای جدی به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در حوزه سرمایه‌گذاری است. در این حوزه می‌بینی که علیرغم شعارهای وزیر محترم که می‌گفتند شرکت‌های سرمایه‌‌گذاری چه در شستا، چه در صندوق بازنشستگی کشوری و چه در صندوق بیمه اجتماعی، حیات خلوت هیچ جریان و جناح سیاسی خاصی نخواهند بود، به دلیل رویکردهای سیاسی و فاصله گرفتن از نگاه تخصصی به این صندوق‌ها و شرکت‌ها، اعضای هیات مدیره و مدیران عامل آن‌ها به ویژه در شستا،‌ بارها و بارها تغییر کردند. علاوه بر این، نقطه ضعفی که دردوره احمدی‌نژاد وجود داشت و در دوره آقای ربیعی هم تکرار شد، کمرنگ شدن نقش شرکای اجتماعی در اداره صندوق‌ّهای بیمه‌ای بود. اگر به 50 سال گذشته دقت کنید، متوجه می‌شوید که در هیات امنای این صندوق‌ها شرکای اجتماعی باید نقشی پرنگ ایفا می‌کرند اما آنچه در دولت قبل و این دولت صورت گرفت این است که هیات امنای سازمان تامین اجتماعی و سازمان‌های وابسته به گونه‌ای چیدمان شدند که از 9 عضو آن‌ها، 6 عضو از نمایندگان دولت بودند و سه عضو از نمایندگان کارگر و کارفرما، اتفاقی که عملاً این افراد را به زینت المجالس هیات امنا تبدیل کرد. این در حالی است که آقای روحانی در برنامه‌های خود، بارها و بارها تاکید ویژه‌ای داشتند که شرکای اجتماعی باید حضور فعال و موثری داشته باشند. 
با این شرایط آنچه در طور چهار سال گذشته رخ داده، از سوی شما تماماً نقد است. 
من به جرات می‌گویم که علیرغم خواست آقای روحانی، حرکات وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و زیر مجموعه‌هایش به سمت و سویی بوده که در واقع فضای کسب و کار را آنچنان که شایسته بوده همراهی نکرده است. 
شما در شرایطی این نقدها را به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی وارد می‌دانید که خیلی‌ها معتقدند آمدن علی ربیعی باعث شد تا نابسامانی‌های این وزارتخانه کمتر از دوران احمدی نژاد باشد. شما این را قبول ندارید؟
ببینید! ما بایدبا شاخص صحبت کنیم. در دولت گذشته حدود هفت یا هشت مرتبه هیات مدیره شستا تغییر کرد و در دوران آقای ربیعی هم چندین مرتبه این اتفاق صورت گرفت با این شرایط نمی‌توان گفت که با آمدن آقای ربیعی، ثبات و پایداری به این وزارتخانه حاکم شده است. از سوی دیگر باید ببینیم که چه نسبتی از درآمدها و منابع درآمدی تامین اجتماعی مربوط به شرکت‌های سرمایه‌گذاری بوده است. در دولت گذشته این میزان حداکثر روی کاغذ حدود 10 درصد بوده است و در دوران آقای ربیعی هم از این حدود تجاوز نکرده؛ ضمن این که سازمان تامین اجتماعی برای این که بتواند کسری منابع خودش را تامین کند به شدت بر روی شستا فشار آورد تا سودهایی که در ترازهای مالی خودشان است را به سازمان تامین اجتماعی پرداخت کند اما چون آن‌ها با مشکل نقدینگی روبرو بودند بسیاری از این شرکت‌ها را وادار کردند تا از طریق وام این سود را دریافت کنند و به سازمان تامین اجتماعی بازگردانند. از سوی دیگر نکته مهمی که می‌تواند نشان از عدم تفاوت با گذشته دارد این است که بر اساس قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی این وزارتخانه موظف بوده که یک راهبرد کلان و اساسی درباره نحوه اداره و چگونگی سرمایه‌گذاران طرح ریزی کند که در ابتدا در شورای عالی رفاه و سپس در هیات وزیران به تصویب برسد. اما آنچه رخ داده این است که متاسفانه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در فرصت چهار ساله‌ای که در اختیار داشته نتوانسته یک استراتژی و یک راهبرد مشخص و روشن برای نحوه سرمایه‌گذاری شرکت‌های سرمایه‌گذاری صندوق‌ها طرح‌ریزی کند. این وزارتخانه مشخص نکرده است که آیا این سازمان باید سرمایه خود را وارد بازارهای مالی و پولی کنند یا سهامش را طوری افزایش دهد که تمام کرسی‌های هیات مدیره شرکت‌ها را در اختیار داشته باشند؟ مشخص نکرده که سرمایه‌های این وزارتخانه باید در چه صنایعی وارد بشوند و آیا این ها باید بیشتر در مسائل سرمایه‌گذاری‌های اولیه وارد شود یا نه؟ در چنین شرایطی می‌بینیم که سرمایه‌گذاری‌های شرکت‌های زیرمجموعه این وزارتخانه از جمله شستا دچار روزمرگی و بی‌برنامگی بوده و مهمترین‌اش هم تغییرات پی در پی هیات مدیره شستا بوده است. من با توجه به شاخص‌های اقتصادی که اعلام می‌کنم می‌گویم که این وزارتخانه در طول چهار سال گذشته نتوانست توفیق لازم را به دست آورد. 
و دلیل اصلی آن را چه می‌دانید؟ 
به نظرم مهمترین‌اش برمی‌گردد به این که تخصص آقای وزیر هیچ ربطی به نظامات تامین اجتماعی و مسائل اقتصادی ندارد. ببینید! صندوق‌های بیمه‌ای بنگاه‌های اقتصادی و اجتماعی هستند. نوع تخصص آقای وزیر و بسیاری از همراهان او آن چیزی نبوده که بتوانند گام‌های اساسی و بنیادین در این مسئله بردارند و همانطور که گفتم به لحاظ نحوه اداره صندوق‌های بیمه‌ای در چارچوب یک حکم روایی خوب و حاکمیت شرکتی نسبت به گذشته تصویر بهتر و روشن‌تری را داشته باشند. 
با چنین نگاهی مهمترین چالش‌وزیر بعدی را چه می‌دانید؟
بارها و بارها مقامات مسئول دولت اذعان داشتند که کشور با سه مسئله کلیدی یا سه چالش بزرگ روبرو است. یکی آب، یکی محیط زیست و یکی صندوق‌ها بیمه‌ای. ما انتظار داریم که این بار آقای روحانی به دنبال افرادی باشند که شناخت کامل و تخصصی همراه با برنامه و راهبردهای اساسی داشته باشند تا با توجه به تجربیات جهانی راهبردهای مشخصی برای برون رفت از بحران صندوق‌های بیمه‌ای داشته باشد. نکته بعدی که با توجه به مسئولیت‌های این وزارتخانه قابل توجه است، تاثیر آن در اقتصاد کشور است. وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، اکنون بیشتر از وزیر اقتصاد، در مجامع عالی و شوراهای مختلف اقتصادی عضویت دارد. این بدان معناست که این وزیر می‌تواند در حوزه مسائل اقتصادی و اجتماعی تاثیرگذاری ویژه‌ای داشته باشد. او می‌تواند با حضور در این مجامع و با توجه به شناخت خود از مسائل اقتصادی و اجتماعی هشدارهای لازم را ارائه کند. در چنین شرایطی به نظر من باید وزیری انتخاب شود که بتواند این شان و جایگاه را با یک تیم اقتصادی و اجتماعی دقیق رعایت کند. آن‌ها باید مسائل و مشکلات را در حوزه‌های اشتغال، روابط کار و روابط فنی و حرفه‌ای کنترل کنند و در حوزه از حاشیه درآوردن مقوله تعاون فعالیت‌های موثری داشته باشند. در چنین شرایطی به نظر من آقای رئیس جمهور باید سراغ فردی برود که واقعا این نظام را شناخته باشند و راهبردهای لازم را برای این وزارتخانه چند وجهی به طور کامل و مشخص برای برون رفت از این بحران‌ها داشته باشند.    
  
 


   


نظرات کاربران
   
   
   
سخنران : جناب آقای دکتر فرشاد مومنی
زمان : 

پنجشنبه 26 مردادماه 1396 از ساعت 14الي 16


مکان : 

 بلوار کشاورز نرسیده به میدان ولیعصر خیابان برادران مظفر نبش کوچه شهید ذاکری پلاک126موسسه دين و اقتصاد

دیدگاه های روز
نظرسنجی
تقسیم سازمان مدیریت و برنامه ریزی به 2 معاونت برنامه و بودجه و سازمان امور استخدامی: