غلامحسین حسنتاش در رونمایی از کتاب «مناسبات مدیریتی کنسرسیوم و صنعت نفت ایران»:بی مهری به صنعت ملی نفت، چرا؟

2018/03/19

موسسه مطالعات دین و اقتصاد در آستانه روز ملی شدن صنعت نفت،  در مراسمی از کتاب « مناسبات مدیریتی کنسرسیوم وصنعت نفت ایران» رونمایی کرد.

در آیین رونمایی از این کتاب، غلامحسین حسن تاش، مولف کتاب به بیان ناگفته های  تاریخچه کنسرسیوم نفتی ایران  در بعد از کودتای 28 مرداد 1332 پرداخت.

صنعت نفت ایران، ناگفته های زیادی دارد

به گزارش عصر اقتصاد،غلامحسین حسن تاش، درابتدا با اشاره به مطالعات زیادی که در خصوص جریان ملی شدن صنعت نفت در ایران صورت گرفته، خاطر نشان کرد: هنوز هم تاریخ شفاهی این جریان و وقایع مربوط به آن برهه زمانی، ناگفته هایی دارد که در این کتاب قصد داشتیم به ابعاد مختلف نفت، بعد از کودتای ۲۸ مرداد بپردازیم. لذا  یک جمع‌بندی از بخشی از مهمترین نکاتی که در این کتاب مطرح شده را خدمتتان عرض خواهم کرد.

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی در ادامه، یادآور شد: بعد از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ که با حمایت و پشتیبانی دولت وقت آمریکا صورت گرفته بود و جریان ملی شدن صنعت نفت ایران، با یک وقفه چند ماهه از مرداد سال ۱۳۳۳ مذاکراتی در خصوص قراردادهای نفتی ایران آغاز شد. تا آن زمان تمامی امورات مربوط به تولید و استحصال و بهره برداری از نفت و محصولات نفتی ایران، در اختیار هشت شرکت نفتی انگلیسی بود که در آن زمان ۱۰۰ درصد از استحصال و صادرات نفت ایران را در اختیار داشتند. اما در جریان قرارداد کنسرسیوم، سهم انگلیس به ۴۰ درصد کاهش پیدا کرد و از ۶۰ درصد مابقی نیز ۴۰ درصد نصیب جمعی ازشرکتهای آمریکایی موسوم به شرکت‌های هفت خواهران شد و ۱۴ درصد از آن نیز نصیب شرکت رویال دات شل و ۶ درصد باقیمانده نیز نصیب شرکت نفت فرانسه شد. در مصاحبه های صورت گرفته دراین کتاب هدف، بررسی چگونگی انجام مذاکراتی بود که منجر به قرارداد نفتی ایران شد و در ادامه همچنین به جریان و روند انجام تجدید نظراین قرارداد در سال ۱۳۵۱ پرداخته شده است.

امتیازاتی که قرارداد کنسرسیوم به نفت ایران داد

وی در ادامه با اشاره به مهمترین نکات به نقل از مصاحبه شونده ها، این چنین ادامه می دهد: ازجمله نکات این است، با توجه به ممنوعیت صادراتی که انگلیس برای نفت ایران در دوران و شرایط مطرح شدن جریان ملی شدن صنعت نفت ایجاد کرده بود و با عنایت به اینکه، در آن برهه زمانی کل نفت مورد معامله در دنیا حدود ۱۱ میلیون بشکه در روز بود و سهم ایران از این مقدار به 660 هزار بشکه در روز می رسید، به دلیل این ممنوعیت، ایران عملا از بازار نفتی دنیا خارج شده بود. به اعتقاد برخی از مصاحبه‌شوندگان، هفت خواهران نفتی یعنی پنج شرکت آمریکایی و دو شرکت انگلیسی   بودند که ۷۰ درصد از کلیه فرآیند تولید، فروش و استحصال منابع نفتی دنیا را در اختیار داشتند. بر این اساس، این شرکت‌ها برای کنترل بازار، تولید را در جاهای دیگر دنیا بالا بردند و با این کار نه تنها توانستند نبود نفت ایران را جبران کنند بلکه ادامه همکاری نفتی ایران منوط به همکاری این شرکت ها شد و باید در واقع اجازه ورود نفت ایران را به بازار مبادلات نفتی میدادند.

عضو هيئت علمي موسسه مطالعات بين المللي انرژي، افزود: بسیاری از افراد مصاحبه شونده در این کتاب، بر وجود توطئه آمریکاییها علیه دولت ملی و دخالت بیشتر حتی در بازارهای نفتی را اذعان داشتند که به نوعی پشت پرده ای برای کودتای ۲۸ مرداد برای ورود به جریان نفتی را نیز در بردارد.

وی، اظهار داشت: بنابر اذعان مصاحبه شونده ها، شاید یکی از اشتباهات دکتر مصدق و اطرافیانشان در این حوزه این بود که تصور می کردند دنیا بدون نفت ایران نمی‌تواند دوام بیاورد و لذا در این صورت کشورهای غربی مجبور خواهند بود که شرایط ایران را به هر حالتی که باشد بپذیرند و در نهایت منجر به بازگشت ایران در بازارهای جهانی خواهند شد. این درحالی بود که عملاً شرکت هفت خواهران تولید نفت ایران را با همکاری شرکای خود، جبران کردند. شاهد این ادعا آن است که پس از خروج ایران از بازار در آن زمان مشاهده شوک نفتی نبودیم.

حسن تاش، در ادامه افزود: نکته دیگر مورد اشاره توسط مصاحبه شونده ها در کتاب این است، عمده مشاوران دکتر مصدق در دوران ملی شدن نفت از جمله مهندس حصیبی و دکتر شایگان، از دانش تخصصی حوزه نفت برخوردار نبودند و این افراد به میزان کافی آگاهی از ساختار تحولات جهانی نداشتند، به همین دلیل هم ممکن بوده که مشاوره های نادرستی هم داده باشند. ولی این در حالیست که در جریان مذاکرات قرارداد کنسرسیوم که از فروردین ۱۳۳۳ تا شهریور ماه ادامه داشت و در نهایت در تاریخ بیست و نهم مهرماه مجلس این قرارداد را به تصویب رساند، تیم حاضر ایرانی دارای تخصص و اطلاعات بالاتری در حوزه نفت بودند.  وی تاکید داشت: اکثر مصاحبه‌شونده ها معتقد به به یک طرفه بودن مذاکرات بودند و اینکه ایرانی ها آنقدر قدرت مانور نداشتند که بخواهند و بتوانند چارچوب‌های اساسی قرارداد را تغییر بدهند. اما در مقابل همین طرف ایرانی در تلاش بود که بتواند درافکار عمومی وانمود به رعایت اصول ملی شدن نفت در این قرارداد داشته باشد. چون بر اساس اصول ملی شدن نفت بر اساس این قرارداد باید بیشترین اختیارات به ایران تعلق می‌گرفت، در صورتی که این قرارداد به صورت 50-50 تنظیم شد و در ترجمه فارسی قرار داد اینطور وانمود می شد که این قرارداد فروش است در حالیکه در عمل یک قرارداد مشارکت در تولید محسوب می شد. زیرا با این امر تمایل به تظاهر رعایت اصل ملی شدن داشتند.

نايب رئيس هيئت مديره انجمن اقتصاد انرژي ايران، تاکید کرد: نکته بعدی مورد اشاره توسط مصاحبه شونده ها این است که این قرارداد، خط قرمز هفت خواهران نفتی و دولتهای حامی آنها بود. چون آمریکایی‌ها در جایی دیگر قرار داد زیادی نداشتند و در نتیجه نسبت به انگلیسی ها سهم بیشتری از این قرارداد را به خود اختصاص دادند. در مقابل نیز ایران تلاش میکرد که سهم ثابت شرکت نفتی ایران و انگلیس به حداقل ممکن کاهش پیدا کند.

حسن تاش، یادآور شد: سهم هرکدام از پنج شرکت آمریکایی در قرارداد کنسرسیوم۸  درصد بود که البته بعد ها براساس قوانین ضد تراست، دولتهای آمریکا این شرکتها را وادار می کردند که هرکدام یک درصد از سهم خودشان را به شرکت‌های مستقل آمریکایی دیگر واگذار نمایند که در واقع این جریان نفتی تنها در انحصار آن هفت خواهران نباشد و بتوانند به سایر شرکت آمریکایی نیز سرایت کنند.

وی ادامه داد: در اغلب مصاحبه ها مطرح میشد که شرکت نفت ایران و انگلیس در زمان حاکمیت خود تنها مسئول انجام و کارهای فنی نبود بلکه به صورت سازماندهی در امور سیاسی ایران نیز دخالت داشت. اما با تشکیل قرارداد کنسرسیوم کار انگلیسی ها تنها محدود به انجام کارهای فنی در صنعت نفت می شد و از بعد سیاسی بی حرکت می ماند و بر این اساس یکی از ابزارهای دخالتی انگلیس با بستن این قرارداد به صورت کاملا محسوس بسته شد و محدود شد.

حسن تاش با اشاره به دستاوردهای بسیار مهم جریان ملی شدن صنعت نفت خاطر نشان کرد: از دستاوردهای بسیار مهم جریان ملی شدن صنعت نفت، تاسیس شرکت ملی نفت ایران بود. چرا که این شرکت پس از قراردادکنسرسیوم هم، در جای خود باقی ماند و  به هیچ وجه اجازه انحلال این شرکت داده نشد. در این صورت هم به تدریج این شرکت تقویت شده و هم کنترل و نظارت بر قرارداد کنسرسیوم بیشتر از گذشته شد و همین طور نیز ایران  می توانست در سایر مناطق خارج از کنسرسیوم به فعالیت بپردازد.

وی ادامه داد: یکی از نکات جالب این قرارداد وجود یک شرکت فرانسوی علاوه بر شرکت هفت خواهران بود. زیرا با توجه به نفوذ شرکت فرانسوی در شرکت های بین المللی نفتی بین‌النهرین در منطقه شامات، شرکت هفت خواهران برای لجستیک به این شرکت نیاز داشت و چون شرکت خواهران نیز به نفوذ در این منطقه نیاز داشتند، به این دلیل بود که شرکت فرانسوی را هم وارد معاملات کنسرسیوم کردند.

چرا طرف ایرانی درخواست تجدید نظر کنسرسیوم را داشت؟

حسن تاش افزود:  یکی از مفاد قرارداد کنسرسیوم این بود که سهم ایرانی ها در مدیریت نفتی ایران بالاتر گردد. در این خصوص، بسیاری از مصاحبه‌شونده ها بر این موضوع وفاق دارند که این اتفاق هم افتاد و بسیاری از ایرانی‌ها در سطوح بالای مدیریتی و تخصصی نفتی نیز قرار گرفتند. اما اینکه چه مسائلی بعد از آن اتفاق افتاد، بر حسب آنچه که بسیاری از مصاحبه شونده  ها نیز به آن اشاره می‌کنند ، به تدریج چندین اختلاف بعد از قرارداد کنسرسیوم بین ایران و طرف قراردادها شکل گرفت که بعدها نیز شدت آن هم بیشتر شد و یکی از آنها این بود که برخلاف خواسته طرف ایرانی، شرکت نفت کنسرسیوم حاضر به تزریق گاز به میادین نفتی ایران نبود و به دلیل اقتضایی که در آن زمان صورت گرفت کنسرسیوم زیر بار انجام این کار نرفت و با اصرار طرف ایرانی تنها به پذیرش تزریق آب اکتفا نمود. مشکل دومی که این قرارداد داشت، سوزاندن گاز همراه نفت بود. در آن برهه زمانی با توجه به رسیدن سطح تولید نفت به  ۲۴ میلیون بشکه در روز و زیاد بودن حجم گازهای استخراج شده، طرف ایرانی توقع همکاری و درخواست استحصال مجدد این گازها را که کنسرسیوم آنها را به مشعل ارسال می‌کرد، داشت ولی کمیسیون کنسرسیوم آن را نمی پذیرفت. با این وجود کنسرسیوم نه تنها حاضر نبود این کار را برای خود انجام دهد، بلکه  به طرف ایرانی هم اجازه استحصال آن را نمی داد.

مولف کتاب «مناسبات مدیریتی کنسرسیوم و صنعت نفت ایران» از دیگر نکات مطرح شده در خصوص درخواستهای طرف ایرانی جهت تجدید نظر قرارداد کنسرسیوم، را تدوین برنامه‌های بلندمدت نفتی برای استخراج و تولید نفت ایران می داند. چون کنسرسیوم برای برنامه یکساله و دوساله تنظیم می‌شد، لذا زمانی برای اجرا و اهداف طرحهای بلندمدت نمی ماند.

وی، اظهار داشت: از دیگر دلایل درخواست تجدید نظر، اعمال تغییراتی در فرمول پنجاه - پنجاه بود. بر این اساس تقاضای طرف ایرانی این بود که با توجه به سهم ۵۰ درصدی کنسرسیوم در بازاریابی و فروش نفت ایران، طرف ایرانی درخواست افزایش سهم خود در این قرارداد را داشت و علاوه بر آن نیز خواستار آزاد کردن آن دسته از مناطق نفتی برای ایران بود که کنسرسیوم در  آن فعالیت نمی‌کرد. البته شرکت نفتی ایران خارج از قرارداد کنسرسیوم شروع به انجام فعالیت‌های نفتی کرده بود.

تغییر قرارداد کنسرسیوم از پنجاه-پنجاه به قرارداد خدماتی

حسن تاش، افزود: با توجه به اینکه پیش از آن به کنسرسیوم اخطار داده شده بود که اگر در این موارد گفته شده تجدیدنظر نشود، این قرارداد به این صورت دیگر تمدید نخواهد شد. البته سقف زمانی قرارداد تا ۱۹۷۹ تعیین شده بود و ۱۵ سال نیز قابل تمدید بود ولی گفته شده بود در پایان زمان مذکور این قرارداد تمدید نخواهد شد. اما اینکه چرا در ۱۹۷۱ یا همان سال ۱۳۵۱ قرارداد با اینکه هنوز به سقف زمانی اش نرسیده بود مشمول تجدید نظر شد،  به مذاکرات بین شاه و کنسرسیوم در سوئیس، باز میگردد. این مذاکرات در واقع جزو گامهای اولیه برای تجدید نظر در قرارداد کنسرسیوم بود و  نتیجه اش این شد که قرارداد از حالت ۵۰۵۰ به قرارداد خدماتی تغییر حالت پیدا کرد.

قراداد گس گلشایان  بهتر بود یا کنسرسیوم؟

عضو هيئت علمي موسسه مطالعات بين المللي انرژي، در جمع بندی نهایی از مباحث مطرح شده تاکید کرد: اگرچه برخی از مصاحبه‌شونده ها معتقدند که قرارداد الحاقی گس گلشایان  شاید بهتر از قرارداد کنسرسیوم باشد و اگر مصدق نیز ان را می پذیرفت بهتر بود. اما به اعتقاد بنده قرارداد کنسرسیوم و تأسیس شرکت ملی نفت از چند جهت به نفع ایران بود. از جمله اینکه ما  پیش از آن در قراردادهای نفتی به صورت یکپارچه زیر نظر انگلیسی ها بودیم  و این در حالی بود که انگلیسی ها به نفت ایران تنها به بعد فنی نگاه نمی‌کردند، چرا که نفت یکی از ابزار استعماری انگلیسی ها در کشور محسوب می شد و چنانچه قرار داد گس گلشایان  انتخاب می شد، شاید همان روند کماکان ادامه پیدا می‌کرد. این درحالی بود که با قرارداد کنسرسیوم و حضور سایر شرکتهای تفتی دنیا از جمله آمریکا و فرانسه در کنار انگلیس، قدرت مانور ایران بالاتر رفت و  دیگر اینکه آمریکایی‌ها از نظر فنی و تکنولوژیکی علی الخصوص‌ در مسایل بالادستی نفت، اعم از اکتشاف و استخراج بسیار پیشرفته تر بودند و همچنین در فرآیند انتقال اطلاعات و آموزش به کارکنان ایرانی نسبت به انگلیسی ها دست و دلبازتر بودند. علاوه بر این نکات، تمامی مصاحبه شونده ها در این کتاب بر این نظر متفق القول هستند که تاسیس شرکت ملی نفت ایران در جریان ملی شدن و فعالیت های بعدی  این شرکت، مقدمه ورود فعال ایران و ایرانی‌ها به صنعت نفت دنیا بود که از امتیازات بزرگ ایران و آثار مهم و ماندگار این قرارداد به شمار میرود. در صورتی که اگر قرار داد گس گلشایان  می بود، ممکن بود این اتفاق برای ایران و صنعت نفت ایران نیافتد. در ادامه همه مصاحبه شونده ها معتقد بودند که رفتار و منش آمریکاییها با ایرانی ها قابل مقایسه با انگلیسی ها و حتی از نوع استعماری نبود. البته انگلیسی ها هم کارهای مثبتی داشتند و از امتیازات حضور انگلیسی ها در نفت ایران وجود تعدادی از فارغ التحصیلان ای آی پی یا همان شرکت نفتی ایران و انگلیس بود که اتفاقاً پس از فارغ التحصیلی، کنسرسیوم نیز بعدها از این دسته از افراد بسیار استفاده کرد و حتی خیلی از آنها نیز بعدها بورسیه دانشگاه بیرمنگهام انگلیس شدند .

چرا کم توجهی به ارزش و جایگاه ایران در صنعت نفت دنیا؟

پژوهشگر حوزه نفت و انرژی، با اشاره به بی مهری های صورت گرفته در قبال صنعت ملی نفت ایران، افزود: یکی از مصاحبه های مهم این کتاب در خصوص نیمه تمام ماندن  بهره مندی  ایرانیها از صنعت نفتی دنیا و نیز بی توجهی های صورت گرفته به این صنعت در خود ایران، می باشد. متاسفانه بعد از انقلاب و دوران بعد از جنگ نسبت به این توانایی های ایرانی ها بی مهری های زیادی انجام داده ایم. چرا که اگر در گذشته پیش از این، اهمیت آن را درست متوجه شده بودیم، الان می‌توانستیم در جایگاه های بالایی قرار داشته باشیم و نه در جایگاهی که هستیم. به اعتقاد بنده در ایران خصوصاً از دولت اصلاحات به بعد در بخش نفت دوره نامطلوب و تحقیر آمیزی را برای ایرانی ها و صنعت نفت ایران وجود داشته است که در این زمینه باید کارهای زیادی صورت گیرد.

منبع: روزنامه عصر اقتصاد


   


نظرات کاربران
   
   
   
سخنران : دکتر فرشاد مومنی - دکتر حمید پاداش
زمان : 

پنجشنبه 28تیرماه 1397 از ساعت 14 الی 16


مکان : 

 بلوار کشاورز نرسیده به میدان ولیعصر خیابان برادران مظفر نبش کوچه شهید ذاکری پلاک126موسسه دين و اقتصاد

دیدگاه های روز
نظرسنجی
تقسیم سازمان مدیریت و برنامه ریزی به 2 معاونت برنامه و بودجه و سازمان امور استخدامی: