شش کانون منازعه روش شناختی در قلمرو علم اقتصاد – فرشاد مومنی

چکیده

بحران شفافیت، بحران اختلاف نظرهای حل ناشدنی و خطاهای سیاستی پرشمار و بد فرجام، کانون های اصلی اندیشه ای و عملی گرفتاری های ایران درعرصه اقتصادی به شمار می رود. بدون تردید هرگونه حرکت به سمت برون رفت از این شرایط ناگزیر باید از ساحت اندیشه آغاز شود ودراین مسیر حیاتی ترین راه نجات، دامن زدن به مباحث روش شناختی و فلسفه علم اقتصاد می باشد، چرا که ازاین طریق معیارهایی میتئان استخراج نمود که مرزمیان علم وغیرعلم را شفاف ساخته و با استناد به واقعیت های محرز شده (( stylized facts و استدلال های کمتر قابل خدشه بتوان به سطوحی ازاجماع بین الاذهانی هم درمیان اقتصاد دانان و هم در رابطه میان آنها و کارگزاران حکومتی دست یافت. دراین مقاله تلاش شده است تا با استناد به برجسته ترین متفکران تاریخ عالم اقتصاد شش کانون منازعه روش شناختی را برجسته و متمایز کنیم، به امید آنکه ازطریق تمرکز بحث ها دراین حیطه ها راهی برای برون رفت از ناهنجاری ها وسوء کارکردهای نظامی اقتصادی- اجتماعی ملی برداشته شود. این شش کانون منازعه روش شناختی عبارتند از: مساله اعتباری بودن تفکیک وجوه گوناگون حیات جمعی، ارکان علم: آنچه وارد کردنی است و آنچه واردکردنی نیست، مساله قیاس و استقرار، مساله سطوح سه گانه تحلیل اقتصادی ( خرد،کلان، توسعه ) و دغدغه های محوری وابزارهای تحلیلی و اسلوب روش شناختی متفاوت آنها، مساله حد وحدود کاربست ریاضیات درفهم عالمانه امر اقتصادی و بالاخره مساله حد وحدود قابلیت تعمیم گزاره های تئوریک تالیفی و ترجمه ای.

کلمات کلیدی : کانون های منازعه روش شناختی، بحران شفافیت، ارکان علم، فلسفه علم اقتصاد

10,000 تومان

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “شش کانون منازعه روش شناختی در قلمرو علم اقتصاد – فرشاد مومنی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *