«شب فرشاد مومنی» / واعظ مهدوی: مومنی؛ اقتصاددانی با میراث اندیشه بهشتی و ایستادگی ملی عالی‌نسب است

10 خرداد 1404

فرشاد مومنی؛ اقتصاددانی با میراث اندیشه بهشتی و ایستادگی ملی عالی‌نسب

میز دکتر مومنی در حزب را بیرون انداختند؛ اما او جریان هدایت‌گر را از پوپولیسم جدا کرد

به گزارش جماران، در ادامه نشست بزرگداشت دکتر فرشاد مومنی، دکتر محمدرضا واعظ مهدوی، استاد دانشگاه و رئیس انجمن علمی اقتصاد سلامت ایران، با اشاره به زوایای کمتر دیده‌شده از تاریخ انقلاب اسلامی، گفت: شهید حسن اجاره‌دار نقش چشمگیری در سازماندهی نیروها، سازماندهی دانشگاهیان و در حوزه‌های مختلف ایفا کرد. همین آقای اجاره‌دار بود که اتصال و ارتباط دکتر مومنی با شهید بهشتی را میسر کردند. حضور در جلسات چهارشنبه‌های شهید بهشتی پیش از انقلاب، در شکل‌گیری جریانات و اندیشه‌محوری انقلاب اسلامی بسیار تأثیرگذار بود.

وی ادامه داد: وقتی فرایند انقلاب شکل گرفت، نیروهای زیادی به آن پیوستند. حرکت امام به ‌گونه‌ای بود که همه نیروها را حول خود جمع کرد، آقای بهشتی یک معیار بود، اما با این حال بسیاری از نیروهایی که به انقلاب پیوستند، به ایشان حملهمی کردند. حتی بزرگانی که بعدها لباس شهادت پوشیدند و افراد محترمی بودند، نسبت به ایشان موضع داشتند. انتخاب آقای بهشتی به عنوان یک معیار و الگو، یک انتخاب استراتژیک بود و همراه با شخصیت خود شهید بهشتی که هم جاذبه داشت و هم دافعه، کسانی که ایشان را انتخاب می‌کردند، هم همین ویژگی‌ها را داشتند. آقای مومنی جزء این افراد بود.

واعظ مهدوی افزود: در حزب جمهوری اسلامی، دکتر مومنی مسئول کمیته دانش‌آموزی بودند. البته در همان حزب، جریانات متنازعی وجود داشتند. ما به خاطر داریم که سران یکی از این جریانات آمدند و میز ایشان را از اتاق شاخه دانشجویی بیرون انداخت. با این حال، نقش جاذبه‌ای دکتر مومنی در نشان دادن جریان حق و باطل، جریان اصیل و جریان هدایت‌گر، جریان مردم‌گرا، جریان عمیق، و تفکیک آن از جریانات پوپولیستی، ظاهرساز و سرمایه‌محور بسیار مؤثر بود؛ جریانات رانت جویی که نهایتا خود را به هر جریان سیاسی وصل می کنند.

وی با یادآوری اینکه شاید بتوان گفت عصاره اندیشه و تفکر محوری دکتر مومنی، مبارزه با نابرابری‌های اجتماعی است، تأکید کرد: او نابرابری را پدیده‌ آسیب‌زای قرن حاضر می‌شمارد و با استناد به مطالعات و نتایج سایر متخصصین اقتصادی و اندیشمندان علوم اجتماعی، آن را تهدیدی بزرگ برای تمدن بشری در دوران معاصر برمی‌شمردند. در آموزه‌های دینی ما نیز توجه به مسئله نابرابری ها جایگاه ویژه‌ای دارد.

این استاد دانشگاه ضمن اشاره به نقش الگویی مهندس موسوی و مهندس عالی‌نسب در مدیریت اقتصاد در دوران دفاع مقدس گفت: آقای مهندس موسوی یکی از سمبل‌ها و نمونه‌های مبارزه با نابرابری اجتماعی هستند. مهندس عالی‌نسب که محور تفکر اقتصادی ایشان بود، درد نابرابری‌های اجتماعی را درک می‌کرد. آقای موسوی در همین مکان، پشت همین تریبون گفتند: «افتخار اقتصاد جنگ را به نام من نوشتند، اما من شهادت می‌دهم که این افتخار برای عالی نسب است و راهنمایی‌های مهندس عالی‌نسب بود که به من این امکان را داد تا در شرایطی که رژیم عراق ۸۰ میلیارد دلار ذخیره ارزی داشت و ۸۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار هم از کشورهای عربی کمک گرفت و جنگ را با ۶۰ میلیارد دلار بدهی تمام کرد، اقتصاد ایران بتواند جنگ را چنان مدیریت کند که، با وجود خلبان فرانسوی که با هواپیمای سوپراِتاندارد و موشک‌های اگزوس دهانه خلیج فارس و تنگه هرمز را بسته بود و ما هیچ‌گونه امکان صادرات و درآمد ارزی در سه سال پایانی جنگ نداشتیم، ولی ما توانستیم روی پای خود بایستیم.

او ادامه داد: دولت آقای موسوی توانست این ذخایر را چنان مدیریت کند که دچار بحران نشویم. از ۷ میلیارد دلار درآمد ، به ۳ میلیارد دلار رسیدیم. مهندس عالی‌نسب گاهی صحبت می‌کردند و در جواب آنها که می گفتند تامین پنیر به صورت دولتی واجب نیست، می‌گفتند: شما بچه پولدارها پنیر را با صبحانه تان می خورید، اما برای کارگر پنیر قوت روزانه‌ست؛ نان، پنیر و انگور ناهار کارگر است.

محاسبه‌های دقیق دکتر فرشاد مومنی از آثار سیاست‌های نئولیبرالی و هزینه‌های تحمیلی به اقتصاد ایران

واعظ مهدوی ضمن اشاره به آثار سیاست‌های اقتصادی دهه‌های اخیر و نقش دکتر مومنی در تحلیل آن‌ها اظهارداشت: در زمان جنگ، کشور با سه میلیارد دلار برای کالاهای اساسی، سه میلیارد دلار برای جنگ و ۴۰۰ میلیون دلار برای دارو اداره می‌شد. حال چگونه است که امروزما با منابع ۶۵ میلیارد دلاری، نمی توانیم کشور را اداره کنیم!؟ این‌ها مربوط به زمان ناصرالدین‌شاه نیست که بگوییم گذشته‌ دور است. ما در آن زمان بودجه‌ای ۱۴ میلیارد دلاری به مجلس می‌بردیم و مجلس آن را بازمی‌گرداند و می‌گفت باید آن را به ۱۲ میلیارد دلار کاهش دهید. در همین دولت آقای خاتمی در سال ۱۳۷۷، این مسائل بود. چگونه است که کشوری که زمانی با ۱۲ تا ۱۴ میلیارد دلار اداره می‌شد، حال با ۶۵ تا ۷۰ میلیارد دلار هم توان اداره ندارد!؟

وی تاکید کرد: دکتر فرشاد مومنی با محاسبه اثرات اقتصادی یکسان‌سازی نرخ ارز، میزان توزیع دلار در بازار به دلیل این اقدام را 400 میلیارد دلار برآورد کردند. از جمله این آثار، تبدیل مسکن به کالای سرمایه‌ای است؛ سیاست‌هایی که موجب شدند مسکن از یک نیاز مصرفی به کالایی سوداگرانه و محل حفظ سرمایه بدل شود. امروزه با حدود دو میلیون خانه‌ خالی در کشور، مواجهیم که ارزش این دارایی‌های بلااستفاده به بیش از ۲۵۰ میلیارد دلار می‌رسد. همچنین افزایش بار مالی طرح‌های عمرانی بر دولت، رقمی معادل ۲۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است. با احتساب این موارد، یعنی ۲۵۰ میلیارد دلار مسکن خالی و ۲۰۰ میلیارد دلار افزایش هزینه‌های عمرانی، مجموعا به عددی نزدیک به ۸۵۰ میلیارد دلار می‌رسیم که این بار مالی یکسان سازی نرخ ارز در اقتصاد ما در طول حدود 25 سال اخیر بود.

واعظ مهدوی با بیان اینکه تمام این هزینه‌ها حاصل اجرای سیاست‌های موسوم به تعدیل ساختاری، نئولیبرالیسم اقتصادی و نسخه‌های تحمیلی بازارگرایانه است، یادآورشد: آقای مومنی همواره تاکید کرده‌اند که ساحت اندیشه بازارگرایی حقیقی، از آنچه که به نام بازارگرایی در ایران اجرا می شود، مبرا است و نباید با این سیاست‌های رانت‌محور که به نام آزادسازی قیمت‌ها و رهاسازی نرخ ارز بر جامعه و اقتصاد ما تحمیل می‌شوند، یکسان تلقی شود. این سیاست‌ها نه‌تنها آزادسازی واقعی نیستند، بلکه موجب افزایش نابرابری‌های اجتماعی و شکاف طبقاتی شده‌اند.

وی در پایان گفت: به همین دلیل، دکتر مومنی مبارزه با این سیاست‌ها را در دستور کار فکری و عملی خود قرار دادند. ایشان به دلیل این ایستادگی، درگیر دافعه‌هایی شده‌اند؛ کسانی که نقدهای عالمانه ایشان را برنمی‌تابند. با این حال، ما امیدواریم روحیه مقاومت و پایداری دکتر مومنی در مسیر مبارزه با نابرابری‌های اجتماعی، برای تحقق عدالت اجتماعی و بهبود وضعیت زندگی محرومان و مستضعفان پایدار بماند و به نتایج کارآمدی برای کشور منتهی شود.