در شب «فرشاد مومنی» که در قالب هشتصد و پنجاه و ششمین شب از سلسله برنامههای فرهنگی شبهای بخارا برگزار شد، دکتر محمدرضا بهشتی، که بیش از پنجاه سال با دکتر فرشاد مومنی دوستی و همکاری داشته، در آغاز سخنان خود گفت: آشنایی من با استاد ارجمند، دکتر مومنی، به سالهای دهه پنجاه بازمیگردد؛ اکنون حدود ۵۰ سال از آن روزها گذشته. او با اشاره به حضور مشترک در جلسات منزل شهید بهشتی و فعالیتهای انقلابی پیش از انقلاب، ادامه داد: ایشان از همان ابتدا نه فقط اهل علم، بلکه فعال در عرصههای اجتماعی نیز بود. هر جا که احساس میکرد میتواند موثر باشد، با جدیت و بدون هیچ ادعایی وارد میدان میشد.
در این شب، بهشتی از روحیه جستجوگر و انتقادی مومنی تمجید کرد و از تجربههای کمنظیر دکتر مومنی در جلسات تخصصی و همکاری با مرحوم عالینسب یاد کرد و این همکاری را «فصل تازهای در زندگی علمی او» دانست که ضرورت دارد آن، «تاریخچه متحرک اقتصاد ایران» به نسل جدید منتقل شود.
در ادامه مراسم، دکتر حسین نمازی نیز با تمرکز بر ویژگیهای اخلاقی و روش نقد علمی مومنی، نیز گفت: یکی از مهمترین ویژگیهای دکتر مومنی، روحیه نقادی اوست؛ با دقت و حساسیت بالا ورود میکنند و تحلیلهای ایشان مستند و منسجم است و همین باعث میشود نظرات ایشان نه فقط در زمان حال، بلکه در آینده نیز مرجع باشد. نمازی همچنین تأکید کرد که دکتر مومنی در بالاترین سطح خلوص قرار دارد» و هیچگاه از موقعیتهای خود برای منافع شخصی بهره نبرده است.
به گفته نمازی؛ این شبِ بزرگداشت، نه تنها ادای احترام به یک عمر تلاش علمی و اجتماعی بود، بلکه تاکیدی بود بر ارزش کسانی که، همانگونه که برای کشور از منافع خود گذشتند و تاریخ، قدر آنان را خواهد دانست.
۷۰ سال پیوند علم و دغدغه اجتماعی؛ تصویری از زندگی فرشاد مومنی
به گزارش جماران، در هشتصد و پنجاه و ششمین شب از شبهای بخارا که به پاسداشت دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان برجسته کشور برگزار شد، دکتر محمدرضا بهشتی در سخنانی به بیان خاطراتی از آشنایی خود با دکتر مومنی و ویژگیهای علمی و اخلاقی او پرداخت.
این مراسم با همکاری مجله بخارا و دانشگاه علامه طباطبایی و با عنوان «شب فرشاد مومنی» برگزار شد. دکتر بهشتی در آغاز با یادآوری سابقه دوستی نزدیک خود با دکتر مومنی، گفت: آشنایی من با استاد ارجمند، دکتر مومنی، به سالهای دهه پنجاه بازمیگردد؛ اکنون حدود ۵۰ سال از آن روزها گذشته، و باورش دشوار است. در آن دوران، من ایشان را در جلساتی که در منزل مرحوم آقای دکتر بهشتی چهارشنبهها برگزار میشد، شناختم. ایشان همراه با شهید حسن اجاره دار که در هفتم تیر شهید شد، به آن جلسات می آمدند و من همانجا برای نخستینبار با ایشان آشنا شدم؛ فردی جدی، پیگیر و کوشا در کار علمی، حتی در همان دوره دانشجویی. از همان ابتدا، دکتر مومنی نه فقط اهل علم، بلکه فعال در عرصههای اجتماعی نیز بود. هر جا که احساس میکرد میتواند موثر باشد، با جدیت و بدون هیچ ادعایی وارد میدان میشد؛ از جمله در فعالیتهای انقلابی در سالهای پیش از پیروزی انقلاب، به ویژه در یکی دو سال پایانی آن.
بهشتی به همکاریهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: با تشکیل حزب جمهوری اسلامی، ما از روز اول در محل کانون توحید در کنار هم فعالیت کردیم. دکتر مومنی مسئول شاخه دانشآموزی حزب شد؛ کاری دشوار اما بسیار مهم، چرا که او از همان زمان پیوندی عمیق با نسل جوان برقرار کرده بود. این ارتباط با نسل جوان تا امروز نیز ادامه یافته و همین موضوع باعث شده طراوت فکری، روحی و ذهنی خاصی در شخصیت ایشان باقی بماند.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: در آن دوره، مجله عروه الوثقی را منتشر میکردیم که دکتر مومنی و جمعی از دوستان دیگر در آن همکاری داشتند و این نشریه توانست مخاطبان خوبی در میان دانشآموزان جذب کند. همچنین با تشکیل روزنامه جمهوری اسلامی و سردبیری آقای مهندس موسوی، دکتر مومنی نیز در نوشتن مقالات و تحلیلها مشارکت داشت.
این استاد دانشگاه همچنین به فعالیتهای دکتر مومنی در دفتر سیاسی حزب اشاره کرد و افزود: پس از آنکه دکتر مومنی به نخستوزیری رفت، در دفتر سیاسی حزب مسئولیت یافت و بخش اقتصادی دفتر را مدیریت میکرد. جمع خوبی در آن دفتر شکل گرفت و بسیاری از اعضای آن بعدها در عرصههای علمی و اجرایی کشور نقشآفرین شدند.
او در بخش دیگری از سخنان خود گفت: با پایان فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی، از دکتر مومنی خواستیم که مدتی بر نشر آثار شهید دکتر بهشتی تمرکز کند؛ کاری که با اعتقاد قلبی خود به اهمیت اندیشههای او پذیرفت. باور دکتر مومنی این بود که اندیشههای شهید بهشتی نه فقط برای زمانه خودش، بلکه برای آینده ایران نیز راهگشاست.
بهشتی در ادامه آشنایی دکتر مومنی با زندهیاد میرمصطفی عالینسب را فصل جدیدی از زندگی او دانست و گفت: آشنایی دکتر مومنی با مرحوم عالینسب که از چهرههای کمنظیر اقتصاد کشور بود، فصل تازهای در زندگی علمی او گشود. عالینسب، هرچند کمتر در جامعه شناخته شده است، اما نقش او در اقتصاد ایران از آغاز انقلاب تا پایان جنگ، بسیار مهم و راهبردی بود. ما نزدیک به ۲۵ سال، بهطور منظم در جلسات هفتگی، دو هفته یکبار و سپس ماهیانه با ایشان دیدار داشتیم. او نه فقط در اقتصاد خرد، بلکه در سطح اقتصاد کلان نیز دیدگاههای عمیقی داشت و یکی از معدود چهرههایی بود که در این عرصه چنین جامعنگری داشت. نقش دکتر مومنی در تداوم این پیوندهای فکری و انتقال آنها به نسل جدید، برجسته و ماندگار است. از همان آغاز تاکنون، دغدغه اصلی او روشن نگه داشتن چراغ اندیشه و اخلاق در حوزه اقتصاد و اجتماع بوده است.
این استاد دانشگاه ضمن اشاره به مسیر علمی و فکری این اقتصاددان برجسته، از ویژگیهای متمایز شخصیتی و نگاه نقادانه و پویا در کارنامه علمی او، ادامه تحصیل آقای دکتر مومنی در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری، گذشته از اندوختههای علمی و نظری، واجد یک ویژگی اساسی است؛ اینکه این مسیر علمی، با وجود تمرکز نظری، منجر به انزوای آکادمیک نشد، بلکه همواره همراه با نزدیکی به مسائل واقعی و عینی کشور بود.
او افزود: دکتر مومنی از همان ابتدا اهل مطالعه، اهل مواجهه عمیق با موضوعات خاص و دارای روحیه پرسشگری و انتقادی بود؛ روحیهای که متاسفانه در برخی از ما، پس از رسیدن به یک نقطه فکری در جوانی، به نوعی تثبیت و جمود تبدیل میشود. اما ویژگی مهم در ایشان این است که هیچگاه به اندوختههای پیشین دلخوش نکرد و خود را در مسیر رشد و بازاندیشی نگه داشت. این روحیه باعث شده همچنان زنده و موثر باقی بماند.
بهشتی تاکید کرد: کم نیستند کسانی که در ۲۰ سالگی به نقطهای میرسند و تا پایان عمر فقط نگهبان آن میمانند. اما افراد معدودی هستند که حتی در ۶۰ سالگی، جراأت بازاندیشی در اندیشه و نظریات خود را دارند؛ با شهامت با اندیشه خود مواجه میشوند، برخی نظریات پیشین را زیر سوال میبرند و بعضا حتی فرو میریزند. این البته نه از سر ویرانگری، بلکه با هدف بازسازی و ارتقاء فهم است. دکتر مومنی به همین دلیل، چهرهای قابل احترام است؛ چرا که برخوردش با موضوعات، وفادارانه ولی در عین حال با فاصلهگذاری تحلیلی است. این ویژگی را کمتر کسی در طول سالهای متمادی حفظ میکند، و به ویژه اگر نسبت به کار خودش نیز چنین باشد، بسیار ارزشمند خواهد بود.
فرزند آیت الله شهید دکتر بهشتی همچنین به خاطرهای از جلسات تخصصی در حوزه صادرات غیرنفتی در نخست وزیری اشاره کرد و گفت: معتقدم این جلسه ای تاریخی بود که باید تجربه آن نوشته و منتقل شود. در یکی از جلسات بسیار آموزنده که در آن حضور داشتم، موضوع این بود که آیا کشور با توجه به مشکلات درآمد ارزی و بنیه واقعی و امکانات فنی و انسانی، میتواند به سمت صادرات حرکت کند؟ در این جلسات، شرکتهایی که مدعی توان صادرات بودند، باید با اطلاعات کامل حاضر میشدند. مرحوم عالینسب نیز در آن جلسات حضور داشتند و با دقت و تیزبینی خاصی، محاسبات را بررسی میکردند. دکتر مومنی هم در این جلسات حضور داشتند. آقای عالی نسب، باهوش، باذکاوت و باتجربه بود و تاریخچه متحرک اقتصاد و صنعت ایران و گنجینه ای حقیقی بود. سوالها بسیار دقیق پرسیده و دلایل شنیده و جمعبندی می شد. بعد به این نتیجه می رسیدند که آیا به این برنامه ارز تخصیص داده شود یا خیر
وی افزود: اینها تجربیاتی است که باید ثبت و منتقل شود. یادم هست در یکی از جلسات، موضوع صادرات غیرنفتی مطرح شد. برنامه ای با هیجان ارائه شد اما مرحوم عالی نسب با تخصیص ارز به آن مخالفت کرد، حتی درباره صادرات سیب ایشان گفتند دیاگرامی تهیه شود تا روند تولید و حملونقل تا صادرات، حتی تا نقطهای چون آن سوی خلیج فارس، بهصورت دقیق بررسی شود. نتیجه این بود که صادرات آن محصول نه تنها ارزآور نبود، بلکه ارزبر نیز بود. در مقابل، برخی حوزهها با همان محاسبات دقیق، توجیه اقتصادی داشتند. در آن دوره، گامهای خوبی برداشته می شد، اما مسیر حوادث به گونه ای دیگر رقم خورد.
بهشتی در پایان خاطرنشان کرد: دکتر مومنی با همان جدیت و نگاه موشکافانه، همواره کوشیده مسائل اقتصاد ایران را نه فقط در سطح کلان، بلکه در جزئیترین ابعاد آن دنبال کند. ۷۰ سال تلاش و پیوند بین دانش و دغدغههای اجتماعی، نشان میدهد که حضور او در عرصه علمی و اجتماعی چقدر با ثمر بوده است. امیدوارم همچنان از حضور ایشان بهرهمند باشیم.