«نهادگرایی، عدالت و ساخت قدرت: زمینهسازی نظری برای تحلیل اقتصاد سیاسی توسعه در ایران»
واکاوی نظریه نهادگرایان در زمینه بحران توسعه در ایران
دکتر فرشاد مومنی
بخش اول
۱. نهادگرایی از منظر استیگلیتز: دو محور حیاتی ژوزف استیگلیتز، اقتصاددان برجسته و برنده نوبل، در حدود ده تا دوازده سال پیش کتابی منتشر کرد با عنوان «ضرورت بازنویسی قوانین اقتصادی» که خوشبختانه به فارسی نیز ترجمه شده است. او در این کتاب به دو وجه بسیار حیاتی از نهادگرایی اشاره میکند که از نظر او اهمیت آنها از سایر جنبههای نهادگرایی نیز بیشتر و سرنوشتسازتر است:
• تمرکز بر حساسیت نهادها و تأکید بر اینکه نهادها دارای نقش ابرتعیینکننده در عملکرد اقتصادی هستند.
• توجه به عدالت اجتماعی و اینکه نهادگرایان خدمت بیبدیل و استثنایی به جهان بشریت کردهاند، با برجستهسازی مسئله نابرابریهای ناموجه و لزوم تشدید حساسیت به آن.
این دو نکته، برای ایران از نظر شناخت ریشههای توسعهنیافتگی و طراحی مسیرهای خروج علمی از دورهای باطل توسعهنیافتگی بسیار حیاتیاند.
۲. تقدم توزیع عادلانه قدرت بر دیگر انواع توزیع نهادگرایان با تکیه بر انبوهی از استدلالها توضیح میدهند که:
«توزیع عادلانه قدرت، مقدم است بر توزیع عادلانه ثروت، منزلت، اطلاعات و صدا.»
بهویژه در جامعه ایران، غفلت از این موضوع تکاندهنده است و هر روز ابعاد اهمیت این مسئله بیشتر نمایان میشود. در دو دهه اخیر، برخی با افتخار از «یکدست کردن حکومت» سخن گفتند، حال آنکه از منظر نهادگرایان، این دقیقاً ناعادلانهترین شکل توزیع قدرت در جامعه است.
۳. تمرکز نهادگرایان بر ساختار قدرت: ارجاع به پیتر کلاید
در کتابی ارزشمند به سردبیری مارک توول با عنوان Institutional Economics: Theory, Method, Policy (منتشرشده در سال ۱۹۹۳)، مقالهای برجسته از پیتر کلاید وجود دارد. این مقاله تأکید میکند که:
• علت اینکه نهادگرایان روی ساخت قدرت و کیفیت توزیع آن تمرکز میکنند این است که:
• قواعد بازی جمعی در تمامی عرصهها – اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، و بینالمللی – در دل ساخت سیاسی تعیین میشود.
• هرچه جامعهای در طول تاریخ بشر به سمت ناعادلانهتر شدن توزیع قدرت پیش رود:
• اطلاعات یا عرضه نمیشود، یا به شکل مخدوش ارائه میگردد. بنابراین سنگ روی سنگ بند نمیشود.
• تمدنسازی ناممکن میگردد (امتناع تمدنسازی).
۴. سه اثر کلیدی توزیع ناعادلانه قدرت (از نظر پیتر کلاید)
پیتر کلاید در مقالهای با عنوان Institutional Is Challenge: Beyond Dissent سه اثر اصلی توزیع ناعادلانه قدرت بر عملکرد اقتصادی را مطرح میکند:
۱. آشفتگی بازیگران اقتصادی:
• به دلیل دستکاری یا مخدوشسازی اطلاعات یا جلوگیری از عرضه اطلاعات.
۲. بسته شدن کانالهای تولید در جامعه:
• وقتی تولید فناورانه متوقف شود، کانال های توزیع هم مختل میشود.(جایگزینی کانال های توزیع مجدد با اشکال ضدتوسعهای مانند رانت، ربا، فساد)
۳. تشدید بحران کمیابی:
• جامعه به جای اعتماد و همکاری اعتلابخش، به سمت ستیز و حذف پیش میرود.
این یافتهها برای ایران که با سلطه مافیاها، آدرسهای غلط، فریبکاری و دستکاری اطلاعات مواجه است، بسیار نجاتبخش و کاربردی است.
۵. ارجاع به کتاب عدالت اجتماعی، آزادی و توسعه در ایران امروز
دکتر مومنی در فصل پایانی کتاب خود، عدالت اجتماعی، آزادی و توسعه در ایران امروز، با توجه به شرایط و نیازهای ایران، از این زاویه بحث را بسط داده و ابعاد اهمیت این مسئله را شرح داده است.
۶. نقد نگاههای انتزاعی و مستقل از تقدم مشاهده به نظریهها
• وقتی مبانی علت و معلولی در توضیح روابط بین متغیرها بصورت پیشینی و انتزاعی و مستقل از تقدم مشاهده در نظر میگیریم میتواند به فاجعههایی در ساحت نظر و عمل برای جامعه منجر شود.
بخش دوم
۷. ویلیامسون و اهمیت هزینه مبادله
• توصیه میشود برای فهم عالمانه روششناختی نهادگرایی مقالهی درخشان ویلیامسون در سال ۱۹۹۱ با عنوان Comparative Economic Organization مطالعه شود.
در این مقاله:
• ویلیامسون هشدار میدهد که برداشت تقلیدی و غیرانتقادی از آموزه بازار، رابطه ما با فهم عالمانه واقعیت را قطع میکند.
• او تأکید دارد که یکی از خدمات بزرگ «انقلاب هزینه مبادله» این است که از ابزارهای هماهنگی ایدئولوژیزدایی میکند:
• از طریق شاقول کمیتپذیر و قابل اندازه گیری به نام هزینه مبادله، میتوان فهمید که کدام وظایف را باید به بازار و کدام را به دولت سپرد.
• واگذاری کل امور به بازار یا دولت، بدون توجه به ویژگیهای مبادله، نشانه نادانی است.
۸. ویژگیهای مبادله بازاری از نگاه ویلیامسون
ویلیامسون میگوید مبادلههای بازاری دارای هفت مشخصهاند:
۱. افق لحظهای بودن قراردادها.
۲. بیاهمیتی هویت طرفهای مبادله.
۳. فقدان هرگونه وابستگی بین طرفین مبادله.
۴. استقلال طرفین مبادله از یکدیگر.
۵. وجود یک نظام قضایی که هزینه های مبادله را به سمت صفر متمایل میکند.
۶. الگوی خودسامان مواجهه با اختلال ها.
۷. قدرت انطباق کامل با تغییر در شرایط.
• سپس ویلیامسون میگوید هرگاه حتی یکی از این مشخصه ها در دنیای واقعی با مشکل روبرو شود، واگذاری امور به بازار، نشانه حماقت است.
• ویلیامسون و نورث جزو مشهورترین اقتصاددانهای نهادگرا هستند که مکرر در آثارشان تاکید کردند که ما نگاهمان به آموزه بازار نگاه براندازانه نیست. نگاه تصحیح کننده و تکمیل کننده است. ولی ویلیامسون در این مقاله می گوید که به محض اینکه سطح بحث و افق بحث تغییر می کند دیگر میدان دادن به مولفه های بازاری می تواند فاجعه سازی کند.
۹. نورث، ایدئولوژی و نهادهای غیربازاری
• شبیه به همین بحث با یک ابعاد خیلی خیلی خارق العاده تری را داگلاس نورث در آثار خودش مطرح کرده و می گوید وقتی که شما سطح دغدغه نظریتان، سطح توسعه است، مسئله حیاتی این است که عملکرد اقتصادی و نیروها و نهادهای شکل دهنده به بازار سه عنصر غیر بازاری هستند و
• درک مسائل توسعه بدون در نظرگرفتن این سه عنصر و نظریه ممکن نیست:
• نظریه ای درباره ایدئولوژی
• نظریه ای درباره حقوق مالکیت
• نظریه ای درباره دولت
• اگر تئوری بازار را بهعنوان ایدئولوژی مطلق انگارانه بپذیریم، کارکرد واقعی و خردورزانه آن را نیز نابود میکنیم.
۱۰. دنی رودریک و نهادهای پشتیبان بازار
در کتاب یک علم اقتصاد تجویزهای پرشمار، دنی رودریک تأکید میکند که بازارها بدون حمایت و پشتیبانی طیف متنوعی از نهادهای غیربازاری کارایی ندارند. مهمترین نهادهای غیربازاری که طرز عمل بازارها را تحت تاثیر قرار میدهد عبارتاند از:
• نهادهای خالق بازار (حقوق مالکیت)
• نهادهای حامی ثبات اقتصاد کلان
• نهادهای حامی عادلانهسازی رقابت (رگولاتوری)
• نهادهای خالق مشروعیت برای بازار (نهادهای حمایت اجتماعی)
• نهادهای مدیریتکننده نزاعهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی (حلوفصل غیرخشونتآمیز اختلافات)
۱۱. هشدار نورث: بدون نهادهای پشتیبان، سلطه قانون جنگل
نورث در کتاب نهادها، تغییرات نهادی و عملکرد اقتصادی میگوید:
• هرنوع اختلال در نهادهای پشتیبان بازار:
• منجر به سلطه نظامیها در اقتصاد و سیاست.
• منجر به مشروعیتیابی جنایتهای انسانی توسط صاحبان قدرت و ثروت.
• (تعبیر نورث در کتاب ساختار و دگرگونی در تاریخ اقتصادی)نهایتاً در غیاب نهادهای پشتیبان بازار، جامعه به سمت سلطه قانون جنگل کشیده خواهد شد.
بخش سوم
۱۲. نظریه هزینه مبادله: رونالد کوز
• چیزی که به نظر من خدمت اصلی اندیشه ای نهادگراها محسوب می شود که شما از دریچه ی هزینه مبادله، قابلیت ها و محدودیت های دولت و بازار را می توانید خوب شناسایی کنید و از آنها به عنوان ابزار هماهنگی به صورت غیر ایدئولوژی زده و واقع بینانه و عالمانه استفاده کنید.
تجربه شخصی کوز:
• زمانی که کوز شاگرد اول شد، بورسی برای بازدید از بنگاههای آمریکا گرفت.
• متوجه شد در همه جا او را ابتدا به اتاقی به نام «مدیریت» میبرند.
• وقتی پرسید مدیریت چیست، گفتند: «هماهنگی.»
• کوز چون به آموزه بازار عمیقا آگاه بود، این تناقض را درک کرد: اگر بازار همه هماهنگیها را انجام میدهد، چرا در عمل مدیر لازم است؟
مقاله تاریخی:
• در مقاله معروف ماهیت بنگاه (۱۹۳۷)، کوز نشان داد:
• بازار دارای افق قرارداد کوتاهمدت است.
• بنگاهها افق قرارداد بلندمدت دارند بنابراین قابلیت های بازار برای انجام هماهنگی در بنگاه ها منتفی میشود.
• کوز با استفاده از مفهوم هزینه مبادله نشان داد چرا برخی از هماهنگیها باید درون بنگاه و نه بازار انجام شود.
• این یکی از معجزه های تاریخ معرفت بشری است که حساسیت و مواجهه عالمانه و انتقادی با بدیهی ترین امور روزمره به چه دستاوردهای تاریخ ساز و تمدن سازی منجر می شود. تجربه کوز نشان می دهد یک عالم واقعی هر پدیده ای را می خواهد نقد کند ابتدا باید خیلی خوب و عمیق آن را بشناسد.
۱۳. اهمیت نقد عالمانه و همدلانه
به نقل از شهید دکتر بهشتی:
«نقد عالمانه، بدون مواجهه ابتدایی همدلانه با اندیشه، ممکن نیست.»
یعنی نقد واقعی ابتدا نیازمند فهم دقیق و عمیق موضوع است، نه پیشداوری یا خصومت.
۱۴. نهادگرایان؛ میراثداران مکتب تاریخی آلمان
گوینده در پایان تأکید میکند:
• نهادگرایان امروز، میراثدار اقتصاددانان بزرگ مکتب تاریخی آلمان هستند.
• آنها نیز در زمان خود گرهگشاییهایی داشتند که تا امروز نیز به کار میآیند.
• همان طور که مثلا موارد شکست یا درماندگی بازار را به عنوان یک اصل موضوعه میپذیریم، عین این مسئله برای دولت هم موضوعیت دارد. یعنی اگر شما مبادله هایی دارید که آن هفت ویژگی را داشت که ویلیامسون مطرح می کند اگر مسئولیت هماهنگی آن مبادله ها را بر عهده دولت بگذارید نشانه نادانی تلقی می شود.در واقع نهادگرایی منزلت مشاهده، تجربه و
تفکر انتقادی را احیا کرده است.
درس بزرگ: توسعه، پیش از آنکه مسئله بازار یا دولت باشد، مسئله قدرت و نهادهاست.
تا زمانی که توزیع قدرت در جامعه ناعادلانه، متمرکز، و فاقد نظارت و پاسخگویی باشد، هیچ سطحی از اصلاحات اقتصادی یا سیاستگذاری فنی، حتی اگر با بهترین نیت طراحی شده باشد، به سرانجام نمیرسد. نهادگرایی ، با تکیه بر مشاهده، تجربه تاریخی، و تحلیل نهادی، نشان میدهد که توسعه نیازمند بازطراحی قواعد بازی و ساختارهای نهادی در جهت عدالت، شفافیت، و مشارکت همگانی است.
توسعه نه با نسخههای تقلیدی، نه با مهندسی از بالا، و نه با واگذاری کور به بازار یا دولت ممکن میشود؛ بلکه نیازمند درک پیچیدگیهای نهادی، ساختار قدرت، هزینههای مبادله، و نهادهای پشتیبانساز است. نادیدهگرفتن این حقیقت، به تکرار باطل تجربه شکستهای توسعه میانجامد.
انجمن علمی اقتصاد دانشگاه شیراز
۱۸خردادماه ۱۴۰۴