سیاست به مثابه شوک

18 خرداد 1404

 سیاست به مثابه شوک: واکاوی نهادگرایانه پیوند شوک‌درمانی، نابرابری و فساد در اقتصاد ایران


دکتر فرشاد مومنی


۱. مسئله نادیده گرفتن واقعیت‌ها و آموزش غیرمسئله‌محور

اگر ما به مشاهده واقعیت‌ها اهمیت می‌دادیم، ذهن‌مان با رهنمودهای نهادگرایانه، مسئله‌محور می‌شد.
در آن صورت، می‌توانستیم از خودمان بپرسیم که چرا طی سی‌وپنج سال گذشته، نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی کشور درباره هرکدام از این جهت‌گیری‌های سیاستی که با هزینه‌های سنگین حیثیتی و اعتباری همراه بود، شدت شکست در آن‌ها بیشتر بوده است.
شاید از جنبه معرفتی، یکی از بزرگ‌ترین لطمه‌هایی که اقتصاد سیاسی ایران دارد می‌خورد، به خاطر این است که نظام آموزش و پژوهش ما، یک نظام آموزش و پژوهش مسئله‌محور و مبتنی بر مشاهده واقعیت‌ها نیست.

۲. مشاهده‌گری علمی در برابر کلیشه‌گرایی نظری

درخشان‌ترین و راهگشاترین حرف‌ها در اقتصاد ایران طی سه دهه گذشته، از سوی کسانی زده شده که به جای دل بستن به کلیشه‌های مبتنی بر قیاس در گزاره‌های تئوریک، واقعیت‌ها را مشاهده کرده‌اند.
در این مشاهده‌های عالمانه، یک همراستایی شگفت‌انگیز میان اقتصاددانان بازارگرا و غیر‌بازارگرا وجود دارد.

۳. نمونه‌هایی از اجماع میان اقتصاددانان مختلف

چند هفته پیش، آقای دکتر احمد جلالی نائینی (اقتصاددان بازارگرا) در فرهنگستان علوم توضیح دادند که هیچ عنصری به اندازه شوک‌های قیمتی، قدرت توضیح‌دهندگی ناکامی نظام سیاست‌گذاری اقتصادی ایران در کنترل تورم و بیکاری را ندارد.
این دیدگاه در مطالعات دکتر عباس شاکری، دکتر راهکار و دیگر اقتصاددانان با دیدگاه‌های متفاوت نیز دیده می‌شود.

۴. شوک و امتناع توسعه؛ شواهد جهانی و داخلی

کتاب «فساد در نظام سرمایه‌سالار» از گای استندینگ می‌گوید یکی از حیاتی‌ترین پرسش‌هایی که یک جامعه توسعه‌خواه باید از تصمیم‌گیران اساسی کشور بپرسد، این است که چرا به ابعاد اهمیت شوک در شکل‌گیری امتناع توسعه، گسترش فساد، تعمیق نابرابری و زمین‌گیر کردن تولید فناورانه توجهی نمی‌شود.
وقتی شوک وارد می‌شود، حتی اگر نظام تصمیم‌گیری فاسد نباشد، تصمیم‌هایش را بدون اعتنا به واقعیت‌های محیطی می‌گیرد.

۵. عملکرد مخرب شوک‌های قیمتی در ایران

مافیاها در ایران بستر‌سازی می‌کنند تا ضرورت وارد کردن شوک‌های پی‌درپی به قیمت‌های کلیدی توجیه شود، بی‌توجه به شرایط محیطی.
مثلاً افزایش قیمت بنزین و دیگر حامل‌های انرژی در حالی صورت می‌گیرد که بازی با قیمت ابزار مدیریت تقاضاست، نه عرضه.

۶. آمارهای رسمی درباره اتلاف انرژی

گزارش ترازنامه انرژی کشور می‌گوید روزانه بالغ بر ۱.۳ میلیون بشکه معادل نفت، اتلاف انرژی در بخش عرضه حامل‌های انرژی وجود دارد.
وقتی بازی با قیمت راه‌حل معرفی می‌شود، به عرضه‌کنندگان ناکارآمد پیام می‌دهیم که نیازی به اصلاح عملکرد ندارند چون هزینه بی‌کفایتی‌هایشان از مردم گرفته می‌شود.
مصداق “گناه کرد در بلخ آهنگری / به شوشتر زدند گردن مسگری”…

۷. پیوند شوک با فریب‌کاری، سرمایه‌سالاری و قطع ارتباط دولت با اکثریت مردم

شوک در اقتصاد سیاسی توسعه، پیوند برقرار می‌کند با فریب‌کاری و منافع سرمایه‌سالاران.
تصمیم‌گیری‌های اقتصادی از منافع اکثریت جمعیت جدا می‌شود.

۸. شوک‌درمانی و تعمیق نابرابری‌ها

در کتاب استندینگ آمده: به اسم ریاضت اقتصادی، شوک نرخ ارز باعث افزایش هزینه‌های معیشت مردم می‌شود.
این باعث انتقال کسری‌های عمومی به خانوارهای کم‌درآمد و در نتیجه گسترش فقر و نابرابری می‌شود.
نکته تلخ‌تر در تجربه ایران این است که حتی کسری‌های عمومی بیش از کسری خانوارهای فقیر افزایش پیدا کرده‌اند.

۹. تجربه برنامه تعدیل ساختاری در ایران

در کتاب اقتصاد ایران در دوران تعدیل ساختاری با استناد به گزارش‌های رسمی سازمان برنامه و بانک مرکزی توضیح داده‌ام که چگونه دولت را به افلاس می‌کشانند و وادار می‌کنند از تعهدات حاکمیتی‌اش (آموزش، سلامت، تغذیه، مسکن، رفاه) طفره برود.
این طفره‌روی در استان‌های مرزی شدیدتر است و چسب وحدت ملی را سست می‌کند، امنیت ملی را تهدید می‌کند.

۱۰. سابقه تاریخی شوک و اعتراضات اجتماعی

از اوایل دهه ۱۳۷۰، هر شوکی به نرخ ارز یا حامل‌های انرژی، با آشوب‌های اجتماعی متناسب با آن شوک همراه بوده است.

۱۱. خصوصی‌سازی یا اختصاصی‌سازی

به اسم خصوصی‌سازی، زیان‌های ناشی از شوک‌درمانی را به مردم تحمیل و سودها را اختصاصی می‌کنند.
هم در ایران و هم در آثار استندینگ و استیگلیتز به فساد و رانتی بودن این نوع خصوصی‌سازی اشاره شده است.
استیگلیتز در کتابی که دانشگاه شهید بهشتی منتشر کرده، می‌گوید زیان‌دیدگان بحران ۲۰۰۸، خانواده‌های فقیر و سهام‌داران کوچک بودند ولی تمام حمایت‌های دولتی به نفع عاملان بحران اختصاص یافت.

۱۲. حذف یارانه‌ها و تناقض سیاستی

چطور ممکن است یارانه نان، که ضامن بقای اکثریت مردم است، حذف شود ولی رانت‌های سنگین از خصوصی‌سازی و آزادسازی واردات به مفت‌خوارها، رباخوارها و سوداگران داده شود؟

۱۳. نقش شوک در افزایش فساد و ضربه به تولید

شوک باعث افزایش نابرابری‌های ناموجه و گسترش فساد می‌شود و در نهایت، مهلک‌ترین ضربه را به تولید ملی وارد می‌کند.

۱۴. پرسش از عملکرد اقتصادی پس از جنگ

چرا در حالی‌که سال ۱۳۶۷ بدترین سال عملکرد اقتصادی در دهه اول انقلاب بود، در دوره پس از جنگ با وجود دریافت ۸۲.۵٪ عایدات ارزی دوران نفتی، نسبت به همان سال ۶۷، با سقوط ۷۰ درصدی در رابطه مبادله مواجه شدیم؟
در حالی‌که مرتب شعار توان مقاومت و رقابت داده می‌شد، بدترین سقوط‌ها در این شاخص‌ها در دوران شوک‌درمانی اتفاق افتاده است.

۱۵. بی‌ثباتی نظام تصمیم‌گیری و فراموشی سوگندها

نظام تصمیم‌گیری که خود عامل شوک‌درمانی بوده، حالا در حالت آشفته و بحران‌زده باز هم شوک را به عنوان راه‌حل انتخاب می‌کند.
رئیس‌جمهور فعلی که فردی نماز‌خوان و نهج‌البلاغه‌خوان است، در مبارزات انتخاباتی سوگند خورد به شوک‌درمانی روی نیاورد، ولی در اولین اقدام، افزایش قیمت بنزین را مطرح کرد.
رئیس جمهور در مبارزات انتخاباتی شرافت خود را گروگان این قرار داد که اولویت عدالت در سلامت و عدالت آموزشی را هرگز فراموش نکند. چطور می شود که به این سهولت این تعهدات راهبردی فراموش می‌شود و ما با وحشتناک ترین شوک ها در هزینه های آموزش و سلامت در همین دوره کمتر از یک ساله ی برآمدن پزشکیان روبرو هستیم.

۱۶. تقدم نهاد بر فرد

این آشفته‌حالی فردی نیست؛ سیستمی است.
نهاد ریاست‌جمهوری از خود فرد مهم‌تر است و حتی پزشکیان هم قربانی مناسباتی است که به شوک‌درمانی معتاد شده.
اما سوگند او این انتظار را ایجاد کرد که ریشه‌های اصلی را فهمیده و تعهد واقعی دارد.

۱۷. نقش کارشناسان شرافتمند

کارشناسان باید یادآوری کنند که ایشان قول داده بود فقر غذایی را به صفر برساند.
اما با شوک حذف ارز ترجیحی، مهلک‌ترین ضربه به فقیرترین افراد وارد شد، هم در دوره رئیسی و هم پزشکیان.

۱۸. شواهد رسمی بر گسترش فقر
گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس:

در ۱۴۰۰، حدود ۶۰٪ جمعیت ایران قادر به تأمین حداقل‌های هزینه‌ای نبودند.
از ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، هر سال به جمعیت فقیر افزوده شده است.

۱۹. دستور نهایی: توجه به شوک‌درمانی و دستگاه نظری نهادگرایی

ایجاد حساسیت عالمانه نسبت به مسئله شوک‌درمانی یکی از حیاتی‌ترین دستورهایی است که از دل مشاهده واقعیت‌های ایران برمی‌خیزد.
دستگاه نظری نهادگرایی از این تحلیل پشتیبانی می‌کند.

درس بزرگ:

« وقتی سیاست‌گذاری به شوک درمانی معتاد شود و نهادها از مشاهده واقعیت‌ها گریزان، آنچه فرو می‌ریزد فقط سفره مردم نیست، بلکه ستون‌های عدالت، اعتماد عمومی و وحدت ملی است. تجربه سه دهه گذشته در ایران فریاد می‌زند که شوک‌درمانی نه نسخه درمان، بلکه ماشین بازتولید فقر و فساد است. نهادگرایی این هشدار را می‌دهد که در میدان توسعه، بدون عقلانیت نهادی، هر تصمیمی حتی از سر خیرخواهی می‌تواند به فاجعه ختم شود. آینده از آنِ ملتی است که جرئت کند نظام تصمیم‌گیری خود را از سیاست‌های تورم‌زا و رانت‌پرور به زمین سخت واقعیت بازگرداند. این نه فقط یک تحلیل اقتصادی، بلکه ندای مسئولیت تاریخی است. »

انجمن علمی اقتصاد دانشگاه شیراز
 ۱۸ خردادماه ۱۴۰۴