گفت وگوی شفقنا با حجت الاسلام و المسلمین یوسفی: شیوه امام علی(ع) در مبارزه با فساد اقتصادی؛ برای هیچ کسی امتیاز ویژه ای قائل نبود

2019/03/23

اصرار مردم بر اینکه امام علی(ع) بعد از ۲۵ سال زمام حکومت را به دست بگیرد و همچنین به وقوع پیوستن جنگ جمل را می توان از جمله دلایلی دانست که فساد اقتصادی و شکاف طبقاتی در جامعه آن زمان پدید آمده بود و مردم را در ناراحتی و فشار قرار داده بود؛ در چنین شرایط و وضعیتی حضرت علی(ع) بیان کرد که به عنوان عالم زمان وظیفه خود می داند که مسئولیت را پذیرفته و در جهت مساوات و برطرف کردن نابرابری ها حرکت کنند.

حجت الاسلام و المسلمین محمد رضا یوسفی عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم که دارای مدرک دکترای اقتصاد است، شایسته سالاری، نظارت بر کارگزاران، نظارت های مردمی و مجازات را از راهکارهای حضرت علی(ع) در مبارزه با فساد اقتصادی عنوان کرد و گفت: ما اگر بخواهیم با فساد مطابق با دستورالعمل امیرالمومنین برخورد شود، نباید تنها به مرحله مجازات اکتفا کرد بلکه می بایست در انتخاب، نظارت و مرحله آخر مجازات دقت فراوان داشت یعنی در انتخاب هایمان باید انسان های توانمند و سالمی را انتخاب کنیم، سپس بر آنها نظارت داشته باشیم، هم خودمان به عنوان حاکم نظارت کنیم و هم اجازه دهیم که مردم عملکرد آنها را زیر ذره بین ببرند و برای ما گزارش بیاورند چه بسا آنها از مواردی اطلاع داشته باشند که ما اطلاع نداشته باشیم، کاری که امیرالمومنین انجام می داد یعنی به گزارش های مردمی توجه می کرد و آخر سر گزارش مردم را در دستور کار خود قرار می داد، به همین دلیل برخی از افراد بودند که وقتی متوجه می شدند امیرالمومنین قصد برخورد با آنها را دارد، فرار می کردند و به معاویه می پیوستند.

او معتقد است: عالمان دینی ما امروز آن حساسیتی که نسبت به برخی از مسایل دینی دارند را نسبت به پدیده فقر، نابرابری و پدیده فساد مالی ندارند به عبارت دیگر علت این پدیده ها را ریشه یابی، تحلیل و برملا نمی کنند. ما گاهی می بینیم که برخی از عالمان دینی نسبت به برخی از کنسرت هایی که صورت می گیرد، واکنش های بسیار تندی نشان می دهند، نسبت به برخی از موسیقی ها حساسیت های بسیار شدیدی نشان می دهند، نسبت به مساله بدحجابی فوق العاده حساسیت نشان می دهند، نسبت به اینکه زنان به ورزشگاه بروند، حساسیت های زیادی نشان می دهند، اگر نصف این حساسیت ها نسبت به پدیده فقر، نا برابری، شکاف طبقاتی و فساد اقتصادی را می داشتیم، وضعیت خیلی بهتر از امروزمان بود.

 

متن گفت وگوی شفقنا با حجت الاسلام و المسلمین یوسفی را می خوانید:

* زمانی که مردم اصرار کردند که حضرت علی(ع) زمامداری حکومت را بپذیرد از وضعیت جامعه خود ناراضی بودند، این نارضایتی تا چه میزان مربوط به مسایل اقتصادی بود؟ در اولین روزهایی که امام علی(ع) زمام حکومت را به دست گرفتند، شکاف طبقاتی در جامعه به چه صورت بود؟

بعد از اینکه پیامبر(ص) از دنیا رفتند، چند اصل که به لحاظ نظری و عملی برای آن بسیار تلاش کردند، خدشه دار شد. یکی از مسایلی که پیامبر(ص) روی آن دست می گذاشتند بحث برابری انسان ها بود بدین معنا که انسان ها به لحاظ حقوق اجتماعی و اقتصادی هیچ تفاوتی با یکدیگر نمی کنند، انسان ها هنگامی که تخلفی مرتکب می شوند، در برابر قانون برابر هستند و هیچ تفاوتی با یکدیگر  ندارند. به عنوان نمونه، در صحیح بخاری آمده است که خانمی که به قبیله بزرگ بنی مخزوم وابسته بود و پدرش شخصی سرشناس، وقتی این خانم دست به سرقت زد و قانون را نقض کرد، به این دلیل که او دختر فلانی بود، بسیاری تلاش کردند تا حکم قانونی در حق او اجرا نشود، پیامبر(ص) آنجا قسم می خورد که اگر دخترم فاطمه(س) هم چنین کاری را انجام می داد، من همین مجازات را برای او داشتم، یعنی حضرت محمد(ص) برابری انسان ها را به عنوان یک اصل مهم دینی و حکومتی مدنظر داشت. جمله فوق العاده ای حضرت در اینجا بیان می کند. ایشان می فرماید علت سقوط و افول اقوام گذشته همین بوده است که قانون را برای افراد عادی و فرودست جامعه اجرا می کردند و بزرگان را رها می کردند.

اگر در نزد خداوند انسان ها تفاوتی دارند، به خاطر تقواست، اما در حقوق اجتماعی و در برابر قانون انسان ها با هم برابر هستند. بر همین اساس پیامبر(ص) غنایمی که در جنگ ها نصیب ایشان می شد را به طور برابر در میان افراد توزیع می کرد. ابوبکر خلیفه اول هم همین سیاست را دنبال کرد، اما خلیفه دوم عمر، در تقسیم فیئ و بیت المال، توزیع برابر را زیر پا گذارد. قریشی ها و بدری ها بر غیر قریشی ها و غیر بدری ها مقدم هستند؛ و تقسیم بندی های متعددی که ناشی از نگاه نابرابر به افراد بود را به وجود آورد و نتیجه آن تقسیم نابرابر غنایم بود. به عنوان نمونه برای همسران پیامبر دوازده هزار درهم به مهاجرانی که در بدر شرکت کرده بودند پنج هزار درهم و در نهایت برای مردم عادی که هیچ امتیاز خاصی نداشتند سیصد درهم و یا بنابر نقلی دویست درهم پرداخت می شد. البته در نقل میزان دقیق اختلاف نظر وجود دارد اما اصل نابرابری مورد تایید همگان است. در زمان خلیفه دوم به مرور زمان میزان غنایم بسیار گسترده شده بود و به دلیل تقسیم نابرابر این غنایم، نابرابری گسترش یافت. از نیمه دوم حکومت خلیفه دوم این شکاف طبقاتی خود را نشان می داد. در عین حال خلیفه دوم حکمی داشت و آن این بود که ثروتمندان و صحابه حق ندارند از مدینه خارج شوند و به تبع آن ثروت هایشان از مدینه خارج نمی شد،  در دوره خلیفه سوم یک مساله ای بر آن نابرابری ها اضافه شد و آن غلبه روابط بر ضوابط بود، قومیت غلبه پیدا کرد و اساساً شایسته سالاری که در زمان رسول خدا(ص) وجود داشت، از بین رفت. افرادی که وابسته به قوم بنی امیه بودند یا به طایفه بنی امیه بر می گشتند را مسئولیت می داد در صورتی که کمترین صلاحیت اخلاقی برای این مدیریت ها نداشتند، خود این امر باعث بدتر شدن اوضاع می شد و همینطور هم دست اندازی به بیت المال نیز گسترش پیدا می کرد. یعنی عمر غنایم را به صورت قانونی نابرابر کرد، بنا بر بعضی از نقل ها هم خلیفه دوم در آخرین لحظات زندگیش گفته بود که من از این کارم پشیمان هستم و اگر دوباره فرصتی به من دست می داد، از سیاست خودم برمی گشتم و عطایا و مقرری را به صورت برابر میان افراد تقسیم می کردم همانطور که پیامبر(ص) این کار را کرده بود.

یکی از راه های جلوگیری از نابرابری ها اعتراض احزاب و بزرگان است

زمانی که حکومت در جهت توزیع بیت المال یا غنایم سیاست های اشتباهی را پیش می گیرد، یکی از راه هایی که معمولاً می توان برای جلوگیری از این نابرابری ها ایجاد کرد بیان اعتراضات از طریق احزاب (به زبان امروز) و به زبان آن زمان، بزرگان صحابه است، بدین صورت که آنها حرفشان را به گوش بزرگان حکومت برسانند، اما عثمان نسبت به این اعتراضات اساساً گوش شنوایی نداشت، حتی با منتقدین هم برخورد می کرد، ابوذر که سرآمد معترضان نسبت به سیاست های غلط رفتاری خلیفه سوم بود، ابتدا به شام تبعید و سپس برگردانده شد و به رَبَذَه تبعید گردید و در آنجا از دنیا رفت. با عمار و ابن مسعود که از معترضان بودند نیز برخورد شد اعتراضات و انتقادات بزرگان صحابه در صورت پذیرش و اثرگذاری، می توانست یکی از عوامل کاهش شکاف طبقاتی باشد اما عملاً  با آنان شدیدا برخورد می شد و کسی حق اعتراض نداشت. این مساله یکی از عواملی است که باعث تشدید نابرابری ها و شکاف های اجتماعی و در نهایت گسترش نارضایتی ها می شد.

عالمان الهی در برابر دو قطبی شدن جامعه مسئول هستند

اگر بخواهیم بفهمیم که پایان دوره عثمان چه بر مردم گذشته بود، باید به خطبه سوم نهج البلاغه مراجعه کنیم. در این خطبه چند نکته را بیان می کند. چپاول اموال عمومی و انتصابات به دلیل قرابت و خویشاوندی و در نتیجه حاکمیت انسان های نالایق به همراه فساد گسترده کار دست حکومت داد. در همان خطبه سوم است که امیرالمومنین علی(ع) علت پذیرش خلافت را بیان می کند. امیرالمومنین در این خطبه می فرمایند:« لَو لا حُضورُ الحاضِرِ وَ قیامُ الحُجَّهِ بِوُجودِ النّاصِرِ وَ ما اَخَذَ اللهُ عَلَى العُلَماءِ اَلَّا یُقارُّوا عَلى کِظَّهِ ظالِمٍ وَ لا سَغَبِ مَظلوم‌؛ دو علت حضرت بیان می کند اول استقبال گسترده مردم و دوم تعهد در برابر نابرابری گسترده و دو قطبی شدن جامعه. در مورد اول می گوید اگر مردم به سراغ من نمی آمدند و اصرار هم نمی کردند که شما باید این حکومت را برای اصلاح قبول کنید، من قبول نمی کردم، و دوم مسئولیّت عالمان الهی در برابر دو قطبی شدن جامعه. « اَلَّا یُقارُّوا عَلى کِظَّهِ ظالِمٍ وَ لا سَغَبِ مَظلوم».

زمانی که امیرالمومنین حکومت را به دست گرفت فقر و نابرابری شدیدی در جامعه وجود داشت

در حقیقت جامعه وضعیتی دو قطبی پیدا کرد، یک گروه افرادی که بسیار دارا هستند و ثروت های کلان دارند و در مقابل گروه دیگری که هیچ ندارند، حضرت در این خطبه تعبیر به کِظَّهِ ظالِمٍ کرده است، کظه به معنای سیری است منتها هر سیری را کِظَّهِ نمی گویند، کِظَّهِ آن سیری است که انسان از فرط پرخوری به دل درد می افتاد؛ در مقابل امیرالمومنین سَغَبِ مَظلوم را بیان می کند که به معنای گرسنگی است، ولی سَغَبِ هر گرسنگی نیست بلکه گرسنگی است که از فرط گرسنگی، انسان به دل درد می افتد. یعنی امام می خواهد دو قطبی شدن را بیان کند بدین صورت که یک گروه سیری مفرط دارند و گروه دیگر گرسنگی مفرط بنابراین شکاف طبقاتی شدیدی در جامعه وجود دارد. و استفاده از تعبیر ظالم و مظلوم در این خطبه این معنا را می دهد که دو قطبی شدن جامعه از طریق ظلم امکان پذیر است. این اتفاقی است که امیرالمومنین می گوید در جامعه رخ داده و برای ما ناراحت کننده است و اگر من این حکومت را می پذیرم به دو دلیل است، یکی همین شکاف طبقاتی و فقر گسترده ای است که در جامعه وجود دارد و یکی هم پشتوانه های مردمی است که اینها اصرار می ورزند که ما تو را انتخاب می کنیم و پای تو می ایستیم، یعنی نه فقط به تو رأی می دهیم بلکه از تو حمایت خواهیم کرد لذا امیرالمومنین علی(ع) می فرماید: «من به اتکای حمایت های شما و حساسیتی که یک عالم الهی نسبت به پدیده فقر و نابرابری شدید دارد، این مسئولیت را می پذیرم» بنابراین زمانی که امیرالمومنین حکومت را به دست گرفت فقر و نابرابری شدیدی در جامعه وجود داشت و دلایل آن هم عواملی است که بیان کردم.

* در چنین شرایطی که شکاف طبقاتی به وجود آمد و در حقیقت جامعه دو قطبی شده بود و حضرت علی(ع) از این رخ داد ناراحت بود، برای اصلاح اموری که سال ها در جامعه آن زمان تداوم داشت، حضرت چه برنامه ها و دستورالعمل هایی را در پیش گرفتند و چه اصلاحاتی را در اولویت کار خود قرار دادند؟

 اقدامات امام علی(ع) برای کاهش شکاف طبقاتی در جامعه 

پس از اینکه شکاف طبقاتی در جامعه رخ داد، امیرالمومنین چند مساله را به طور بسیار جدی مطرح کردند، یکی از اولین مسایل این بود که از این به بعد غنایم و اموال عمومی که بناست میان مردم توزیع شود، این اموال به تساوی تقسیم خواهد شد یعنی نابرابری توزیعی که فلانی چون بدری است هست دوازده یا ده هزار درهم  به او داده می شود، ولی به مردم عادی دویست یا سیصد درهم داده می شود را برداشت و همه را یکسان کرد.

دومین کاری که حضرت علی(ع) انجام داد، این بود که تمامی اموالی که از طریق دوستی ها، رفاقت ها و اعطاهای بدون دلیل توسط حکومت به عده ای از افراد پرداخت شده به بیت المال برگردانده شوند، حضرت در خطبه پانزدهم نهج البلاغه، در این باره می گوید حتی اگر این اموال را مهریه زنان کرده باشند و با این پول ها ازدواج هم کرده باشند، این پول ها را باید برگردانند چون حق آنها نبوده و صرفاً به خاطر رانت فامیل بازی و اینکه جزء بنی امیه هستند این اموال به آن داده شده است.

حضرت علی(ع) نظام شایسته سالاری را دنبال کرد

سومین کاری که حضرت علی(ع) انجام داد، به دنبال نظام شایسته سالاری رفت. ایشان کسانی را در مسئولیت قرار می داد که افراد توانمند، دانا و سالمی باشند؛ در حقیقت حضرت به سابقه های اخلاقی افراد توجه داشت، آنهایی که قبلاً پایشان را کج گذاشته بودند و انحراف داشتند را اساساً نمی پذیرفت. انتصاب کارگزاران شایسته از جمله مسایلی بود که حضرت علی(ع) بسیار روی آن حساس بودند.

گام مهم حضرت علی(ع) برای کاهش شکاف طبقاتی نظارت بر کارگزاران است

گام بعدی حضرت که برای کاهش شکاف طبقاتی بسیار مهم بود، نظارت بر کارگزاران است. ممکن است که ما یک انسانی را انتخاب کنیم و نظارتی نسبت به او نداشته باشیم، او به محل کارش می رود و چون نظارتی بر عملکرد او وجود ندارد ممکن است که به مرور زمان به انحراف کشیده شود و دستش به اموال عمومی دراز شود بنابراین یکی از اصولی که امام علی(ع) بسیار به آن پایبند بودند و نامه های فراوانی از نهج البلاغه به این قسمت اختصاص دارد، نظارت بر کارگزاران است.

حضرت علی(ع) در نامه های بسیاری به کارگزاران خود می گوید، گروهی به من خبر دادند که شما فلان تخلف و کار خطا را انجام دادید، به من گفتند که شما سر سفره ثروتمندان رفتید؛ در واقع انواع و اقسام نظارت باعث می شود که کارگزاران احساس کنند که زیر ذره بین امیرالمومنین هستند و به همین دلیل میزان تخلفات و به یغما بردن بیت المال در میان آنها بسیار کاهش می یابد چون می دانند که حضرت با آنها برخورد می کنند.

نکته دیگری که باز در کاهش نابرابری و فقر اثر دارد، رویکرد و جهت گیری سیاستی است، سیاست هایی که رضایت عموم مردم مد نظر بوده، منافع اجتماعی را دنبال می کند نه منافع گروهی خاص و رانت خواران. امیرالمومنین یکی از مسایلی که در نامه مالک اشتر بسیار به آن تأکید و تذکر می کنند، فقرا هستند یعنی آنهایی که در فقر به سر می برند، می گویند که باید سیاست شما به گونه ای باشد که از آنها حمایت کنید؛ سیاست هایی که نگاهش به عموم مردم و فقرزدایی است.

یک تجربه خاص امیرالمومنین را مطرح می کنم و آن اینکه امیرالمومنین در مدینه حکومت را به دست گرفت و هنوز چندی نگذشته بود که طلحه و زبیر فکر می کردند که طبیعتاً ما به خاطر انتصاب و روابطی که داریم باید مسئولیت هایی به ما داده شود و امیرالمومنین این کار را انجام ندادند، لذا طلحه و زبیر جنگ جمل را راه انداختند و امیرالمومنین هم مجبور شد در این جنگ شرکت کند. سپس جنگ صفین و نهروان رخ داد در حقیقت سه جنگ در چهار سال و ۹ ماه حکومت داری امام علی(ع) به وقوع پیوست، هر کس دیگری اگر باشد متوجه می شود که در این مدت کوتاه که مدیریت جامعه را داشته باشید و سه جنگ بزرگ رخ دهد، دیگر انسان به مسایلی مثل فقرزدایی نمی رسد، با این وجود حضرت فقرزدایی را در دایره امکان خویش دنبال کرده است تا بدانجا که ابن شهرآشوب در المناقب از امیرالمومنین نقل می کند: امروز هیچکس در کوفه نیست که حداقلی از زندگی را نداشته باشد. پایین ترین آنان از نان گندم می خورد و از آب فرات می آشامد و هیچ کسی نیست که سایبانی نداشته باشد.  یعنی معلوم می شود که آب آشامیدنی برای مردم مساله بود. معلوم می شود که حضرت علی(ع) حتی در بدترین شرایط ممکن یک سیاست فقرزدایی را دنبال می کردند و حضرت با این رویکرد به کاهش فقر کمک کردند.

 * کارگزاران از جمله افرادی بودند که به جهت نوع مسئولیت و دسترسی هایی که داشتند در خطر دست اندازی به بیت المال داشتند، امام علی(ع) جهت کنترل عملی کارگزاران خود به منظور اینکه مبادا از نظر اقتصادی فساد یا اختلاسی را مرتکب شوند، چه شیوه و روشی را پیش گرفتند؟

امیرالمومنین علی(ع) کارگزاران را به دو دسته می کرد، یک دسته کارگزاران عادی بودند، که از  آنان توقع داشت اصول اداره صحیح و سالم را رعایت کنند و حضرت نسبت به اینان اصرار نداشت که حتماً زندگیشان مانند فقیران جامعه باشد، ولی دسته دوم کارگزاران، افرادی بودند که اینها به نسبت، نسبت به حضرت علی(ع) نزدیک تر بودند، یعنی از نظر اخلاقی افراد برجسته ای بودند و خدمت حضرت علی(ع) می آمدند و حضرت آنها را به چشم دیگری نگاه می کرد حضرت امیر راجع به آنها سخت گیری بیشتری داشت و می گفت که زندگی شما باید متفاوت باشد لذا در نامه ۴۵ نهج البلاغه، حضرت علی(ع) به عثمان بن حنیف انتقاد تندی می کند که شما سر سفره ای دعوت شدید که فقرا حضور نداشتند. یعنی من از تو توقع بیشتری دارم، در نامه های دیگری که به دیگران می نویسد می گوید که شما نباید تخلف مالی کنید و دستتان به بیت المال دراز شود، نباید کارهای خلاف قانون کنید، اما از عثمان بن حنیف و یا حارث همدانی توقع بالاتری دارد. یا برخی از افراد از جایگاهی دینی در میان صحابه برخوردار بوده و عالمی دینی تلقی می شدند مانند شریح قاضی. بر این اساس وقتی حضرت مطلع می شود که قاضی شریح خانه ای بزرگ خریداری کرده است، وی را توبیخ می کند.  در نامه سوم نهج البلاغه شرح این توبیخ آمده است.

اگر قرار باشد ثروت مانعی برای آخرت انسان باشد از دیدگاه امیرالمومنین این امری منفی است

* امام علی(ع) در زمینه نوع زندگی و معیشت، چه توصیه هایی به مردم داشتند؟ آیا مردم را تشویق به زیست فقیرانه می کردند یا معتقد بودند که مردم برای رفاه هر چه بیشتر تلاش کنند؟

امیرالمومنین علی(ع) اعتقادشان بر این بود که مردم باید تلاش مادی داشته باشند و روزی حلال کسب کنند. افراد باید بتوانند درآمدهایی را داشته باشند و هر چه قدر هم بیشتر باشد هیچ ایرادی ندارد فقط باید کسب حلال باشد و واجبات شرعی و حقوق قانونی خود را بپردازد. نکته ای که امیرالمومنین بر آن تأکید داشتند این بود که مبادا وقتی انسان دارای ثروت می شود و بزرگی مالی پیدا می کند، این ثروت زیاد خدا را از یاد او ببرد، اعتقادش بر این بود که نگاه ما باید به بعد از دنیا باشد و اگر قرار باشد که ثروت مانعی برای آخرت انسان باشد از دیدگاه امیرالمومنین این امری منفی است بلکه ثروت باید در مسیر آخرت قرار گیرد. حتی یکسری از افراد ثروتمندی بودند که امام علی(ع) نسبت به آنها هیچ واکنش منفی نداشت بلکه آنها را قبول داشت. مثلاً قیس بن سعد چنین وضعیتی داشت؛ او یکی از یاران امیرالمومنین و در عین حال ثروتمند بود و این شخصیت فرد بسیار خیّری بود؛ یا عبدالله بن جعفر که همسر حضرت زینب(س) هست، تاجر و ثروتمند بود و حضرت علی(ع) با ثروتمندی او مشکلی نداشت چرا که حقوق اسلامی خود را رعایت می کرد و در حد وسع خود فقرزدایی انجام می داد.

همانطور که اشاره کردید توزیع نابرابر اموال باعث شده بود که گروهی ثروتمند و دچار سیری مفرط شوند و در مقابل گروهی فقیر و گرسنگی مفرط داشته باشند، حضرت علی(ع) به ثروتمندان در زمینه کمک به دیگران و کسب روزی حلال چه توصیه هایی داشتند؟ 

 حضرت علی(ع) در تمام دوره زندگی خود به عنوان یک الگوی عملی بسیار افراد را به وقف و کمک به فقرا تشویق می کردند، در تاریخ هست که امیرالمومنین چاه های بسیاری را احیا می کردند و به فرزند و کسان دیگری می گفتند که این چاه ها را  برای کمک به فقرا وقف کردم. حتی در وصیت های امام علی(ع) در نهج البلاغه ( نامه ۲۴) آمده که امیرالمومنین به امام حسن(ع) خطاب می کند مدیریت و سرپرستی تمامی اموال و زمینها و چاههای وقفی بعد از من، به عهده شماست و شما وظیفه دارید که این اموال را در مصارف فقرا به کار ببرید. در حقیقت حضرت فقرزدایی را به عنوان یک اصل قرار می داد. نکته مهمی که باز در همان تعابیر وجود دارد، این است که امام علی(ع) توصیه می کنند شما باید این وقف را توسعه دهید، اگر ما می خواهیم به فقرا بیشتر برسیم باید فعالیت اقتصادی خود را توسعه دهیم مثلاً اگر هزار نخل داریم باید این تعداد را به دو هزار نخل برسانیم تا ثمره و محصول بیشتری برای فقرا داشته باشد؛ به همین دلیل امیرالمومنین به امام حسن(ع) توصیه می کنند که فعالیتتان را گسترش دهید، من تا زمانی که توانستم گسترش دادم و از این به بعد شما گسترش دهید. این نکته برای مدیریت های اوقاف کشور باید مهم و آموزنده باشد، حضرت علی(ع) اصولی را مطرح می کنند که باعث شود سهم بیشتری به فقرا برسد یعنی فقرزدایی را از طریق شخصی دنبال کنند، این فرهنگ در صدر اسلام وجود داشته و امیرالمومنین با بیانات مختلف و عملی که انجام می دادند در این رابطه بسیار بر پیروان تأثیرگذار بودند و این تأثیرگذاری به ویژه در میان فرزندانشان بسیار ملموس دیده می شود.

* امام علی(ع) در برخورد با مفاسد اقتصادی چه مدل و شیوه ای داشتند؟ با مفسدین به چه صورت برخورد کردند؟

برای اینکه مفاسد اقتصادی در جامعه ای رخ ندهد چند مساله بسیار جدی است. یکی اینکه از همان ابتدا باید انتخاب افراد بر چه منوال و اصولی صورت گیرد مثلاً افرادی را که به عنوان کارگزار انتخاب می کنیم واقعاً صلاحیت دارند یا به دلیل انتساباتی که به ما دارند آنها را انتخاب می کنیم؟! آیا آنها توان مدیریتی دارند یا چون دوست و در حزب ما هستند، آنها را انتخاب می کنیم!؟ بنابراین باید پیش از انتخاب صلاحیت های اخلاقی و مدیریتی مورد بررسی قرار گیرد و نه شروطی که تامین کننده این دو اصل نیستند و خود مشکل ساز برای جامعه شده و موجب عدم کارایی مدیریت کشور شده و هزینه زیادی برای جامعه دارد.

دومین عاملی که در کاهش مفاسد اقتصادی موثر می باشد، نظارت از دو مسیر و کانال است، اول، نظارت از بالا بدین صورت که حکومت بر تمامی کارگزاران خود نظارت داشته باشد تا فردا نگویند چشمش را روی فلان مساله بست یا فلان اتفاق مفسده آمیز وجود دارد. به همین دلیل حضرت علی(ع) گاهی می فرماید: جاسوس ها(سیستم اطلاعاتی) به من خبر دادند که شما فلان خطا را انجام دادید.  مراجعه به نامه های متعدد نهج البلاغه این دقت نظر را به خوبی نشان می دهد.

سوم نظارت های مردمی است، حکومت باید به نظارت مردمی نیز بها دهد، گزارش هایی که مردم بیان می کنند را مورد بررسی قرار دهد. در روایات داریم که امیرالمومنین به مسجد می رفتند که خانمی خدمت ایشان آمد و گفت: من از فلان جا آمدم و فلان مفسده در آنجا رخ داده، بسیاری خطاب به این خانم گفتند که شما اجازه دهید که حضرت به مسجد برود و نمازش را بخواند، ولی حضرت گفتند که اهمیت این مساله برای من بسیار بالاست و به آن رسیدگی کردند، وقتی برایشان یقین می شد که این اتفاق رخ داده، همان جا حکم عزل فلانی را صادر می کردند و حکم را انجام می دادند. جالب این است که در برخی کشورهای توسعه یافته، به شهروندانی که فساد مالی دستگاه حکومتی را افشا کند، جایزه ای در خور پرداخت می شود.

چهارم مجازات است، یکی از مسایلی که تلخ هست و باعث گسترش فساد می شود، این است که متوجه می شویم فلانی فلان خطا را انجام داده، ولی می گوییم که اگر می خواهیم افشا کنیم آبروی نظام می رود، برای امام علی(ع) این مساله مهم نبود و معتقد بود که اگر من با فساد برخورد کنم بعدها فساد کمتر خواهد شد و به همین دلیل برخورد می کرد و حتی مفسدان را عزل می کرد، اموالی که از بیت المال گرفته بودند را می گرفتند و به تعبیر امیرالمومنین این جدیت ها و برخوردها را باید به مردم نشان داد به عبارت دیگر باید آبروی کسانی که به بیت المال دست اندازی کردند را بُرد به گونه ای که مردم آنها را بشناسند، مثلاً در سطح شهر برخی از افراد را می گرداندند که این شخص به اموال عمومی دست درازی کرده و پیرو این قضایا سایر افراد حواسشان را جمع می کردند که خطایی نکنند چرا که هم آبروی آنها می رود و هم اموال از آنها پس گرفته می شود. در نهج البلاغه است که باید مهر بدنامی تا ابد بر پیشانی آنها زده شود تا همه مردم این دست از خیانتکاران را بشناسند.

متأسفانه امروز معتقدیم که اگر فسادی افشا شود آبروی نظام می رود

ما متأسفانه با این قضایا مدارا کردیم، به عنوان مثال می گوییم که اگر فسادی افشا شود باعث می شود که آبروی نظام برود و وقتی اینطور برخورد می کنیم کارگزاران دیگری که زمینه فساد دارند، فساد می کنند و بعد از مدتی فساد گسترش پیدا می کند. غرضم این است که ما اگر بخواهیم با فساد مطابق با دستورالعمل امیرالمومنین برخورد شود، نباید تنها به مرحله مجازات اکتفا کرد بلکه می بایست در انتخاب، نظارت و مرحله آخر مجازات دقت فراوان داشت یعنی در انتخاب هایمان باید انسان های توانمند و سالمی را انتخاب کنیم، سپس بر آنها نظارت داشته باشیم، هم خودمان به عنوان حاکم نظارت کنیم و هم اجازه دهیم که مردم عملکرد آنها را زیر ذره بین ببرند و برای ما گزارش بیاورند چه بسا آنها از مواردی اطلاع داشته باشند که ما اطلاع نداشته باشیم، کاری که امیرالمومنین انجام می داد یعنی به گزارش های مردمی توجه می کرد و آخر سر گزارش مردم را در دستور کار خود قرار می داد، به همین دلیل برخی از افراد بودند که وقتی متوجه می شدند امیرالمومنین قصد برخورد با آنها را دارد، فرار می کردند و به معاویه می پیوستند.

* همانطور که اشاره کردید امام علی(ع) به عنوان عالم زمان تلاش جهت کاهش شکاف طبقاتی در سطح جامعه را وظیفه خود می دانستند، اولاً تا به امروز از دستورالعمل ها و برنامه های اقتصادی که امام علی(ع) بر آن تأکید داشتند تا چه میزان استفاده کردیم، ثانیاً عالمان امروز در سطح و مقطع خود به درستی توانستند در جهت کاهش شکاف طبقاتی که در جامعه امروز وجود دارد و همچنین رسیدگی به محرومان و فقرا تلاش کنند؟

 به نظر می رسد ما آنطور که باید به دستورالعملی که امیرالمومنین داشتند، توجه نکردیم، نشانه آن گسترش فسادی است که وجود دارد و متأسفانه امروز با پدیده ای مواجه هستیم که فساد سیستماتیک نام دارد، یعنی ساختاری که ما داریم دچار یکسری عیب هایی شده که این عیب ها باعث گسترش فساد گردیده و به راحتی نمی توان با آنها مبارزه کرد. برخی از مردم گمان می کنند مبارزه با فساد به این است که افراد خطاکار را به عنوان فاسد به زندان بیندازیم و با آنها برخورد کنیم؛ این یک سوی قضیه است، سوی دیگر قضیه این است که چه ساختاری باعث پیدایش و گسترش این فساد شده است. ما در این جنبه واقعاً مشکل داریم و این مسایلی که امروزه رخ می دهد باید شناسایی شود که خود این شناسایی زوایای بسیاری دارد و به نظر من بسیار می توان روی این مساله مانور داد.

فسادی که وجود دارد نشانه عمل نکردن به دستورالعمل های دین و حضرت علی(ع) است

نکته دومی که وجود دارد این است که عالمان دینی ما امروز آن حساسیتی که نسبت به برخی از مسایل دینی دارند را نسبت به پدیده فقر، نابرابری و پدیده فساد مالی ندارند به عبارت دیگر علت این پدیده ها را ریشه یابی، تحلیل و برملا نمی کنند.

ما گاهی می بینیم که برخی از عالمان دینی نسبت به برخی از کنسرت هایی که صورت می گیرد، واکنش های بسیار تندی نشان می دهند، نسبت به برخی از موسیقی ها حساسیت های بسیار شدیدی نشان می دهند، نسبت به مساله بدحجابی فوق العاده حساسیت نشان می دهند، نسبت به اینکه زنان به ورزشگاه بروند، حساسیت های زیادی نشان می دهند، اگر نصف این حساسیت ها نسبت به پدیده فقر، نا برابری، شکاف طبقاتی و فساد اقتصادی را می داشتیم، وضعیت خیلی بهتر از امروزمان بود.

منبع: شفقنا


   


نظرات کاربران
   
   
   
سخنران : جناب آقای دکتر حسن طایی
زمان : 

 پنجشنبه 29 فروردین ماه 1398 از ساعت 14 الی 16


مکان : 

بلوار کشاورز نرسیده به میدان ولیعصر خیابان برادران مظفر نبش کوچه شهید ذاکری پلاک126موسسه دين و اقتصاد

دیدگاه های روز
نظرسنجی
تقسیم سازمان مدیریت و برنامه ریزی به 2 معاونت برنامه و بودجه و سازمان امور استخدامی: